تاريخ زندگانى امام كاظم(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٤١
مىخواهد كه او را بخوانند تا اجابت كند و از او درخواست آمرزش كنند تا آنها را بيامرزد. «١» لازمه پذيرفتن چنين روايتى اعتقاد به جسم بودن و حركت پروردگار است.
امام كاظم (ع) به مبارزه با اين تفكر پرداخت و در مقام پاسخگويى از آن فرمود:
«خداوند (هيچگاه به آسمان زمين) فرود نمىآيد، و (اصولًا) نيازى به فرود آمدن ندارد. در نگاه او دورى و نزديكى مساوى است. نه نزديكى براى او دور است و نه دورى براى او نزديك. او محتاج به چيزى نيست و همه به او نيازمندند اما اين گفته كه خداوند فرود مىآيد! گفته كسانى است كه خداوند را به نقص و زيادت وصف مىكنند. هر متحركى نيازمند محركى است تا آن را به حركت درآورد يا به كمك آن به حركت درآيد. كسى كه چنين گمانهايى نسبت به خدا داشته باشد دچار هلاكت شده است.
در توصيف خداوند از صفائى كه او را به نقص و زيادت، تحريك و تحرك، انتقال و فرود آمدن، برخاستن و نشستن محدود مىكند بپرهيزيد. خداوند بالاتر و برتر از وصفهاى وصفكنندگان است. «٢»» امام (ع) در اين بيان مستدل و منطقى «٣» اعتقاد قائلين به جسمانيت و حركت خدا را نفى و عقيده درست اسلامى را بيان كرده است.
٢- نفى جسمانيّت از خدا: يكى از اعتقادات ملحدان اعتقاد به جسم بودن پروردگار است. هشامبن حكم پيش از راهيابى به حق چنين اعتقادى داشت. وقتى نظريه او به استحضار امام كاظم (ع) رسيد در ردّ آن فرمود: