تاريخ زندگانى امام كاظم(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١١٥
امام كاظم (ع) و فاجعه فخّ رهبرى نهضت فخّ هر چند با درك و شناخت خود از واقعيتهاى جامعه و لزوم امربهمعروف و نهى از منكر دست به قيام زد، ليكن قيام او بىارتباط با روش امام هفتم (ع) نبود. سخنان حسين و گفتگويى كه با امام (ع) در اين رابطه داشته گوياى اين است كه وى براى حركت خود با موسىبن جعفر (ع) در تماس و ارتباط بوده است.
ابراهيم بن اسحاق قطان نقل مىكند:
«از حسين بن على و يحيى بن عبداللَّه شنيدم كه مىگفتند: ما قيام نكرديم مگر آنكه با خاندانمان و نيز موسىبن جعفر (ع) مشورت كرديم و او ما را به قيام فرمان داد. «١»» در گفتگويى كه در مراحل اوّليه قيام بين حسين و امام كاظم (ع) روى داد، حضرت بىوفايى مردم و در نتيجه شكست نهضت او و شهادتش در اين را ه را به وى گوشزد كرد؛ ليكن هنگامى كه احساس نمود حسين در تصميم خود استواراست او را تشويق نمودهفرمود:
«گرچه تو كشته خواهى شد ولى همچنان در جهاد كوشا باش. اين گروه، مردمى فاسق و بدكارند كه اظهار ايمان مىكنند، ليكن در باطن منافق و مشركند. انَّا لِلَّهِ وَ انَّا الَيْهِ راجِعُونَ.
من در اين راه از خداى بزرگ براى شما اجر و پاداش طلب مىكنم.» «٢» هنگامى كه سرهاى بريده شهدا را به مدينه آورده و در مجلسى كه گروهى از خاندان پيامبر (ص)- و از جمله موسىبن جعفر (ع)- حضور داشتند به تماشا گذاردند، همه سكوت كرده بودند جز امام كاظم (ع) كه چون چشمش به سر بريده حسين، رهبر قيام فخّ افتاد فرمود:
«انَّا لِلَّهِ وَ انَّا الَيْهِ راجِعُونَ. سوگند به خدا او درگذشت در حالى كه مسلمان و درستكار بود، بسيار روزه مىگرفت و شبها را به قيام و عبادت مىگذرانيد و امربه معروف و نهىاز منكر مىكرد. در خاندان او چون وى وجود نداشت. «٣»»