تاريخ زندگانى امام كاظم(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١١٣
عامل قيام «صاحب فخ» منشأ و علّت اساسى قيام شهيد فخ، برخورد ظالمانه و ضدّ اسلامى دستگاه خلافت عباسى با پيامبر (ص) و خاندان معظّم او بود؛ ليكن جرقّهاى كه آتش نهضت رابرافروخت اين بود كه هادى عباسى يكى از نوادگان خليفه دوم به نام «عبدالعزيزبن عبداللَّه» «١» را كه فردى خشن، بدخوى و دشمن سرسخت آل على (ع) بود به فرماندارى مدينه گمارد. وى از همان ابتدا به اذيت و آزار فرزندان ابوطالب پرداخت و هر روز به بهانهاى آنان را به فرماندارى احضار مىكرد و مىگفت: «هيچيك از شما حق خروج از مدينه را ندارد و هر روز مىبايد خود را به مقامات معرفى كنيد». وى براى اين كار، بعضى را ضامن بعض ديگر قرار داده بود، و چنانچه فرد به موقع حاضر نمىشد ضامن او را احضار و مؤاخذه و بازداشت مىكرد.
روزى فرماندار، دستور جلب «حسنبن محمد» را داد، ولى او سرباز زد و نيامد. والى به حسينبن على و يحيىبن عبداللَّه كه ضامن وى بودند گفت: حسنبن محمد سه روز است خود را معرفى نكرده است؛ يا او را بياوريد، يا شما را به زندان مىافكنم.
حسين و يحيى تهديد عبدالعزيز را ناديده گرفتند و پس از مذاكره و مشورتى كه با ياران خود كردند، مصمم شدند از اين فرصت استفاده كرده و بر والى ستمگر عباسى بشورند و مسلمانان را از شر وى نجات دهند. «٢» قيام حسين بن على در سال ١٦٩ هجرى قمرى پرچم قيام عليههادى عباسى را برافراشت و بر ضدّ وى اعلام جهاد كرد. انقلابيون- از علويان و غيرعلويان- به گردش اجتماع كردند و در حالى كه شعار «احَدٌ، احَدٌ» مىدادند وارد مسجد پيامبر (ص) شدند و مؤذن را وادار كردند كه در اذان خويش جمله: «حَىَّ عَلى خَيْرِ الْعَمَل» را بيفزايد «٣». حاكم- كه براى