تاريخ زندگانى امام كاظم(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١١
اين است كه آن حضرت وى را- به ظاهر در زمره جانشينان خود معرفى كرد. «١» ابراهيم، سرانجام در سال ٢١٠ (و به قولى ٢١٣) هجرى در بغداد به وسيله مأمون مسموم شد و به شهادت رسيد و در مقابر قريش در جوار مرقد مطهر پدر بزرگوارش به خاك سپرده شد. «٢» قاسم قاسم بن موسى فردى جليل القدر، نيكوكار و باتقوا و پس از امام رضا عليه السلام، محبوبترين و گرامىترين فرزندان نزد موسى بن جعفر عليه السلام بود.
يزيد بن سليط مىگويد: از موسى بن جعفر عليه السلام درباره امام پس از او پرسيدم. فرمود:
«من به فرزندم على وصيّت كردم؛ ولى اگر من اختيار دار امر امامت بودم، امامت را در فرزندم قاسم قرار مىدادم، به خاطر محبّت و رأفتى كه نسبت به او دارم، ليكن امر امامت به دست خداست و او هر كه را بخواهد تعيين مىكند.» «٣» در روايتى ديگر آمده است: يكى از فرزندان موسى بن جعفر سخت بيمار بود و در آستانه مرگ قرار داشت. امام عليه السلام به فرزندش قاسم فرمود: پسرم برخيز و بر بالين برادرت سوره «والصّافات» را بخوان. قاسم شروع كرد به خواندن آن سوره و چون به آيه:
«أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقاً امْ مَنْ خَلَقْنا» رسيد، برادرش جان سپرد. «٤» اين دو روايت بيانگر ميزان محبّت و عنايت موسى بن جعفر عليه السلام نسبت به فرزندش قاسم است كه منشأ آن را بايد در كمالات نفسانى و سجاياى اخلاقى وى جستجو كرد.
قاسم در دوران هارون كه علويان، سخت تحت تعقيب و فشار بودند مدينه را مخفيانه ترك كرد و به «سورى» رفت و در آنجا بدون آن كه خود را بشناساند تنها و بدور از خانواده زندگى مىنمود.