آشنايى با تاريخ تمدن اسلامى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٨٦
با وجود جهانى شدن پزشكى جديد اروپايى، سنتهاى پزشكى اسلامى همچنان در برخى از كشورها مثل هندوستان و پاكستان باقى است؛ و مسلمانان پس از يك دوره عقبنشينى و ركود در مقابل طب جديد، بار ديگر درصدد احيا و گسترش طب سنتى خود برآمدهاند. «١» در جوامع اسلامى پزشك از مقامى بس بلند برخوردار بود، چرا كه او هم مرد انديشه بود و هم تهذيب، هم دردهاى جسمانى را درمان مىكرد و هم الگوى اخلاق و معنويت به شمار مىرفت.
مشهورترين پزشكان اسلامى چون رازى و ابن سينا فيلسوف بودند و به اين اعتبار به طبيبان لقب «حكيم» و براى مثال در زبان فارسى به مطب پزشك «محكمه» و به كار طبيب «حكيمى» اطلاق مىشده است. «٢» داستان زير درباره درمان منصور بن نوح سامانى به وسيله رازى، پزشك مشهور ايرانى، ميزان حكمت و حذاقت طبيبان اسلامى را به خوبى بيان مىكند:
حكايت. هم از ملوك آل سامان امير منصور بن نوح بن نصر را عارضهاى افتاد كه مُزمن گشت و بر جاى بماند و اطبّا در آن معالجت عاجز ماندند. امير منصور كس فرستاد و محمد بن زكرياء رازى را بخواند بدين معالجت. او بيامد تا به آموى و چون به كنار جيحون رسيد و جيحون بديد گفت: من در كشتى ننشستم، قال اللّه تعالى «وَ لا تُلقوا بِايديكُم الى التَّهلُكه»، خداى تعالى مىگويد كه خويشتن در تهلكه ميندازيد و نيز همانا كه از حكمت نباشد در چنين مهلكه نشستن. و تا كَسِ امير به بخارا رفت و بازآمد، او كتاب طب منصورى تصنيف كرد و به دست آن كس بفرستاد و گفت: «من اين كتابم و از اين كتاب مقصود تو بحاصل است، به من حاجتى نيست. چون كتاب به امير رسيد رنجور شد. پس هزار دينار بفرستاد و اسب خاص او ساخت، و گفت: «همه رِفقى بكنيد، اگر سود ندارد دست و پاى او ببنديد و در كشتى نشانيد و بگذرانيد.» چنان كردند و خواهش به او در نگرفت، دست و پاى او ببستند و در كشتى نشاندند و بگذرانيدند و آنگه دست و پاى او باز كردند و جنيبت «٣» با ساخت در پيش كشيدند، و او خوشطبع پاى در اسب گردانيد و رو به بخارا نهاد. سؤال كردند كه: «ما ترسيديم كه چون از آب