آشنايى با تاريخ تمدن اسلامى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٧٣
از زمان پيروزى موسى بن نصير و طارق تا سال ١٣٨ ه (٧٥٦ م) اندلس به دست حاكمانى كه خلفاى دمشق منصوب مىكردند اداره مىشد و آخرين آنان يوسف بن عبدالرحمان فهرى نزديك قرطبه از عبدالرحمن يكم شكست خورد. عبدالرحمن در سال ١٣٨ ه خود را امير اندلس خواند و بدين ترتيب سلسله امويان اسپانيا تأسيس شد؛ كه فرمانروايان آن در ١٣٨- ٣٠٠ ه. با عنوان امير و از ٣١٧ ه. كه عبدالرحمن سوم به تخت خلافت نشست به عنوان خليفه حكمرانى كردند. در دوره عبدالرحمان سوم دولت اسلامى اندلس به اوج عظمت رسيد، ولى كمى پس از آن رو به انحطاط گذاشت و در ٤٢٢ ه/ ١٠٣١ م منقرض شد و به جاى آن سلطنتهاى كوچك محلى پيدا شد كه در تاريخ به نام ملوك الطوايف خوانده مىشوند. اين تفرقه فشار مسيحيان را نسبت به مسلمانان براى بازپس گرفتن سرزمينهاى خود زيادتر كرد و ناچار ملوك طوايف از مرابطون كه فرمانروايان بربر شمال آفريقا بودند كمك خواستند و اينان از ٤٧٩ ه به بعد به تدريج بر اسپانيا مسلط شدند. در سالهاى ميان ٥٥١ و ٥٥٦ ه طايفه دينى و سياسى ديگرى به نام دولت موحدون، تسلط مرابطون را در افريقا و اندلس هر دو برانداخت و اين دولت جديد نيز بعد از شكستى كه در ٦٠٩ ه/ ١٢١٢ م در واقعه العقاب از مسيحيان متحد ديد از ميان رفت. «١» پس از آن تا مدت دو و نيم قرن تنها امارت اسلامى اسپانيا امارت غرناطه بود و سلسله امراى بنى نصر يا بنى الاحمر بر آن حكومت مىراندند. مؤسس اين سلسله محمد يكم ملقب به الغالب باللّه در ٦٣٥ ه. ق/ ١٢٣٧- ٣٨ م غرناطه را به تصرف درآورد و قصر معروف الحمرا را بنا كرد، ولى خراجگزار فرديناند دوم (پادشاه كاستيل) و پس از او آلفونسوى دهم شد. در تاريخ دوم ربيع الاول ٨٩٧ ه/ ٣ ژانويه ١٤٩٢ غرناطه نيز به دست مسيحيان تسخير شد و حكومت مسلمانان بر اندلس خاتمه يافت. موريسكوها يعنى مسلمانانى كه پس از سقوط دولت غرناطه در اسپانيا ماندند، دستخوش آزار مسيحيان شدند و سرانجام از اسپانيا اخراج گرديدند. «٢»