آشنايى با تاريخ تمدن اسلامى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٢٧
بخش دوم: ابعاد علمى، هنرى، صنعتى و بازرگانى تمدن اسلامى فصل اول: دانش در تمدن اسلامى قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَايَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبَابِ. (زمر: ٩)
بگو آيا آنان كه مىدانند با آنان كه نمىدانند برابرند؟ به راستى كه تنها خردمندان پند مىپذيرند.
نقل است كه روزى رسول خدا (ص) به مسجد درآمد و با دو دسته از يارانش رو به رو گرديد:
يك گروه سرگرم گفت و گوى علمى و فراگيرى دانش بودند و گروه ديگر سرگرم راز و نياز و انجام نيايش. پرسيدند: از اين دو گروه كدام بهتر است؟ فرمود: «اين گروه خداى را مىخوانند و اما آن گروه ديگر دانش مىآموزند و نادان را آگاه مىسازند، اينان بهترند. من براى تعليم فرستاده شدهام.» سپس خود در حلقه علمآموزان نشست. «١» اين رويكرد احترامآميز به دانش از سوى پيامبر (ص) چنان شوقبرانگيز و وجدآفرين بود كه بر ژرفاى جان مؤمنان تأثير مىنهاد و آنان را به انگيزش درمىآورد تا طلب علم را سرلوحه برنامه زندگى خويش گردانند و چونان وظيفهاى دينى به آن اهتمام ورزند. اين سخنان رسول خدا (ص) كه: «طلب علم بر هر مسلمانى واجب است»، و «دانش را بجوييد، اگرچه در چين باشد»، «٢» مسلمانان را بر آن مىداشت تا در جست و جوى علم و دانش به سوى كانونهاى علمى جهان بار سفر بندند و هرگونه رنجى را در اين راه بر خود هموار سازند و از جان مايه بگذارند.