آشنايى با تاريخ تمدن اسلامى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٤٣
١- ١. عصر طلايى تمدن اسلامى در دوران خلافت عباسيان، «١» به ويژه پس از راهيابى فرهنگ ايرانى به دستگاه خلافت، فعاليتهاى علمى نيز در جهان اسلام شتاب گرفت. تلاشهاى اين دوره چنان گسترده و چشمگير بود كه به «عصر طلايى- تمدن اسلامى» شهرت يافته است. سيد اميرعلى در اين باره مىنويسد:
هر ملت بزرگى در جهان عصرى طلايى داشته است. چنين بود آتن در دوره پريكلين و رُمْ در عصر آگوستن و همچنين جهان اسلامى در دوره شكوه و جلالش؛ و ما بايد به ديده عدالت به دورهاى بنگريم كه از جلوس منصور شروع و به مرگ معتضد بالله خاتمه مىيابد ... اعراب با نفوذ الهامبخش پيامبر بزرگ كه به آنها يك كتاب قانون و يك مليت بخشيد و (نيز) به كمك حكمرانان خود دروس عقلى را از شرق و غرب گرفتند، آنها را با تعليمات پيامبر درآميختند و «از جنگجويى به دانشجويى رسيدند.» هامبولد مىگويد: «اعراب به نحو تحسينآميزى در موقعيتى قرار گرفته بودند تا نقش ميانجى را بازى كنند و به مللى از سرزمين فرات گرفته تا گودال كوئيوير و آفريقاى ميانى نفوذ يابند. فعاليت بىنظير فكرى ايشان عصر مجزا و متمايزى را در تاريخ جهان مشخص مىسازد.» «٢» مطالعه دقيق تاريخ اين دوره، سه ويژگى را در تلاشهاى علمى مسلمانان نشان مىدهد.
١. بروز رقابت علمى ميان شهرهاى گوناگون و نيز همچشمى حكمرانان محلى با خلفا و سلاطين در ترويج علم و تكريم عالمان.
٢. رقابت علمى ميان خلافتهاى بزرگ رقيب يعنى عباسيان در بغداد، فاطميان «٣» در قاهره.
٣. رقابت علمى ميان حكمرانان اسلامى در اسپانيا.
گرمى بازار رقابت علمى موجب گرديد تا آواى فلسفه و تعليم و تربيت به راهنمايى مسلمانان، از سواحل آتلانتيك به طرف مشرق تا اقيانوس هند و حتى فراتر از آن تا اقيانوس