آشنايى با تاريخ تمدن اسلامى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٩٧
به مهربانى رفتار كرد و به سران هندو منصب داد و آنان را در خدمت خود نگاه داشت. ولى با فراخوان وى به مركز خلافت، شاهزادگان و راجههاى هند بر ضد خليفه علم مخالفت برافراشتند.
٣. بنىعباس: منصور خليفه عباسى (١٣٦- ١٥٨ ه) با اعزام سپاهى بساط امويان را در هند برچيد. در روزگار مأمون (١٩٨- ٢١٨/ ٨١٣- ٨٣٢) شمار بسيارى از خانوادههاى عرب به آنجا مهاجرت كردند و مستعمره وسيع عربى را پى ريختند.
٤. غزنويان: تاريخ واقعى هند اسلامى با حمله سلطان محمود غزنوى (٣٨٩- ٤٢١ ه) آغاز مىشود. وى ميان سالهاى ٣٩١- ٤١٧ ه/ ١٠٠٠- ١٠٢٦ م هفده بار هندوستان را هدف لشكركشيهاى خود قرار داد و به حكومت عربها در سند پايان بخشيد.
٥. غوريان: «١» در دوره اين خاندان پايههاى هميشگى اسلام در هند استوار گرديد. شهابالدين غورى در سال ٥٧٢ ه/ ١١٩٦ م به هند لشكر كشيد و غزنويان را از آنجا برانداخت. جانشينان وى دامنه اسلام را تا سواحل شرقى هند گسترش دادند.
٦. مماليك: اين سلسله به دست يكى از غلامان شهابالدين غورى به نام قطبالدين ايبك تشكيل گرديد و امپراتورى واقعى مسلمانان هند را پديد آورد. اينان پس از رسيدن به حكومت دست مسلمانان غير ترك را از همه امور كوتاه كردند.
٧. تركان خَلَج: اينان در سال ٦٨٩ ه/ ١٢٩٠ م در دهلى به قدرت رسيدند. در روزگار خلجها تمايز ميان ترك و غير ترك از ميان رفت و راه ترقى و پيشرفت به روى هندوان تازه مسلمان و حتى مردم غير مسلمان باز شد و اسلام در هند جنوبى توسعه و ترقى بيشترى پيدا كرد.
٨. تُغلقيه: اين سلسله از سال ٧٢٠ تا ٨١٥ ه (١٣٢٠- ١٤١٢ م) در دهلى حكومت داشتند و دامنه حملات خود را تا جنوبىترين نقاط هند گسترش دادند. همزمان با حكومت اين خاندان، تيمور هند شمالى را مورد تهاجم قرار داد و پايههاى حكومتشان آشنايى با تاريخ تمدن اسلامى ٢٠٢ فصل هفتم تمدن اسلامى در هند و پاكستان ص : ١٩٣ را در دهلى تضعيف كرد.
٩. سادات دهلى: اين سلسله از ٨١٧ تا ٨٥٥ ه فرمانروايى كردند. مؤسس خاندان از سوى امير تيمور بر مولتان گماشته شد و پس از آن قلمروش را به سوى دهلى گسترش داد. وى عنوان شاهى را بر خود ننهاد، بلكه به عنوان رايات اعلى بسنده كرد.