آشنايى با تاريخ تمدن اسلامى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٩٦
٣. ورود و گسترش اسلام در هند تاريخ گسترش اسلام در شبه قاره هند به سده يكم هجرى بازمىگردد، اما به دليل ديرپايى حكومت تيموريان «١» و نيز اهميت آثار تمدنى به جا مانده از دوران آنها مناسب به نظر مىرسد كه گسترش اسلام در هند نيز بر پايه حكومت آنان تقسيم گشته و مورد بحث و گفتوگو قرار گيرد.
١- ٣. گسترش اسلام پيش از مغولان كبير در اين دوره گروهها و خاندانهاى زير هر كدام به اندازه توان و فراخور حال خود و نيز انگيزههايى كه براى حضور در هندوستان داشتند، در گسترش اسلام ايفاى نقش كردهاند.
١. بازرگانان عرب: عربهايى كه تا پيش از ظهور اسلام با هند جنوبى داد و ستد داشتند، پس از اسلام تلاشهاى بازرگانى با تبليغ دين همراه ساختند. «در فاصله سال پنجاه تا اواخر قرن اول هجرى كه هند دچار آشوبهاى سياسى و منازعات مذهبى بود، عربهاى تازه مسلمان فرصت را غنيمت شمرده بدان سرزمين مهاجرت كردند و در سواحل مالابار «٢» رحل اقامت افكندند. سادگى عقايد اسلامى بر افكار هندوان تأثيرى عميق نهاد و در اندك زمانى يعنى در همان ٢٥ سال نخست، گروه بزرگى از آنان حتى سلطان مالابار به دين جديد گرويدند. «٣» اما پس از اين دوره كوتاه و به ويژه پس از گسترش اسلام در شرق، فعاليتهاى اسلامى در هند ماهيت كشورگشايى به خود گرفت و خاندانهاى خلافتى و سلطنتى اقدام به پيشروى نظامى در آن سرزمين كردند.
٢. بنىاميه: نخستين حمله مسلمانان به هند در دوران خلافت وليد (٨٧- ٩٧ ه/ ٧٠٥- ٧١٥ م) انجام شد. وى لشكرى را به فرماندهى محمد بن قاسم به سند گسيل داشت. محمد در آنجا با مردم