آشنايى با تاريخ تمدن اسلامى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٨٣
فصل ششم تمدن اسلامى در آسياى صغير و بالكان (امپراتورى عثمانى)
آسياى صغير كه بخشى از قلمرو امپراتورى بيزانس- روم شرقى- به شمار مىرفت، در سال ٤٦٣ ه، از سوى آلب ارسلان- دوّمين پادشاه سلجوقى- مورد حمله قرار گرفت. وى سپاه رومانوس چهارم (رومانوس- ديوگنس) را در هم شكست، خود او را به اسارت درآورد و قلمرو او را در قبضه قدرت خويش گرفت. از آن پس آسياى صغير همچون بخشى از قلمرو سلاجقه بزرگ ايران به وسيله دست نشاندگان ترك آنان اداره مىگرديد؛ كه به دليل دورى قلمروشان از مركز دولت سلاجقه از نوعى استقلال نيز برخوردار بودند.
به هر روى، حاكميت آسياى صغير ميان اقوام ترك دست به دست مىشد، تا آنكه نوبت به آل عثمان رسيد. حكمرانان اين خاندان پس از تحكيم مبانى قدرتشان در قلمرو اصلى، پا را بسيار از آن فراتر نهادند و علاوه بر تصرف بخشهاى گستردهاى از آسيا و آفريقا، شبه جزيره بالكان در جنوب شرقى اروپا را نيز ضميمه خاك خويش ساخته، امپراتورى بزرگ، نيرومند آشنايى با تاريخ تمدن اسلامى ١٨٧ فصل ششم تمدن اسلامى در آسياى صغير و بالكان(امپراتورى عثمانى)
ص : ١٨٣ و ديرپاى عثمانى (١٢٩٩- ١٩٢٢) را پديد آوردند.
اين امپراتورى كه بخشهاى وسيعى از جهان اسلام را در تصرف داشت، به روزگار سلطنت سلطان سليم يكم (١٥١٢- ٢٠) داعيه خلافت اسلامى به خود گرفت. سليم در لشكركشى به مصر (١٥١٧) و تصرف قاهره، مدعى شد كه آخرين بازمانده شبه خلافت عباسى در مصر، مقامش را به وى تفويض كرده است؛ و از آن پس سلاطين عثمانى لقب خليفه گرفتند و حكومت خود را تداوم خلافت اسلامى قلمداد مىكردند.
آنچه در آسياى صغير و بالكان از آثار تمدنى اسلام باقى است، محصول روزگار امپراتور عثمانى است. گرچه آنان در جاى جاى قلمروشان آثار تمدنى فراوانى از خود بر جاى نهادهاند،