آشنايى با تاريخ تمدن اسلامى - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٠٥
كه از يك سو مركز شهر را به راههاى ناحيهاى و از سوى ديگر بناها و تأسيسات شهرى را در مجموعهاى بسته و يكپارچه در كنار هم مطرح مىساخت؛ و از اين رو بايد آن را ستون فقرات شهرهاى اسلامى ناميد. «١» بازارها و كاروانسراهاى بين شهرى نيز در شكلگيرى شهرها اثرگذار بودهاند. چنانكه بسيارى از سكونتگاههاى كوچك روستايى واقع در كنار راههاى اصلى تجارى، با شكلگيرى بازار، به شهر تبديل مىشد؛ و بسيارى از شهرهاى بزرگ و كوچك در كنار همين بازارها تشكيل شدهاند. «٢» بازارهاى سرزمينهاى اسلامى- از مراكش تا افغانستان و از تركمنستان تا يمن- را مىتوان از لحاظ الگو و عملكرد به چند گروه طبقهبندى كرد:
الف: بازارهاى خطى، متشكل از يك كوچه- بازار ممتد و منفرد، مثل بازار تهران.
ب: بازارهاى پهنهاى (صفحهاى) متشكل از مجموعهاى بزرگ و بسته از كوچه بازارهاى موازى كه مجموعه سراها و خانها را در ميان مىگرفتند، مانند بازار تبريز.
ج: بازارهاى مركزى تك فروشى كه با عملكرد خردهفروشى، از مجموعهاى متراكم و نسبتاً بزرگ از سراها و كوچهها تشكيل مىشد، مانند بازار استانبول.
د: بازارهاى متقاطع كه از دو بازار خطى كه يكديگر را قطع مىكردند تشكيل مىشدند، مانند بازار هرات.
ه: بازارچههايى كه مختص تأمين نيازهاى روزمره ساكنان محلههاى معين شهرى به شمار مىرفتند.
و: بازارهاى حاشيه شهر يا بازارگاهها كه معمولًا به شكل خطى در حاشيه شهرها بر پا مىشدند و مختص كالاها و توليدات روستائيان بود. نمونه اين گونه بازارها از جمله در بغداد و يا دمشق مشاهده مىشوند.
ز: بازارگاههاى زيارتى، براى مثال در قم و مشهد.
ح: بازارهاى صنايع دستى، كه نمونههاى آن از جمله در تركيه و مراكش ديده مىشود. «٣»