معارفقرآن(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٥
پيامبرشان به آنها گفت: نشان و علامت پادشاهى او اين است كه تابوتى برايتان مىآيد كه آرامشى از پروردگارتان و باقيماندهاى از آنچه خاندان موسى و هارون واگذاشتهاند، در آن است و فرشتگان آن را به دوش برند؛ راستى كه در آن آيه و نشانهاى است براى شما اگر مؤمن باشيد. پس همين كه طالوت لشكر را بيرون برد، گفت: خدا شما را به نهر آبى آزمايش مىكند، هر كس از آن بنوشد، از من نيست و هر كس از آن ننوشد از من است. مگر آن كس كه با دست خويش، مشتى آب بردارد. پس همه آشاميدند، بجز عده كمى از آنها، و چون وى با كسانى كه با او ايمان آورده بودند، از نهر گذشتند، گفتند: امروز ما را توان مبارزه با جالوت و سپاهيان او نيست. آنها كه به ديدار پروردگار، اعتقاد داشتند، گفتند: چه بسا گروهى اندك به خواست خدا بر سپاهى بسيار، غلبه يافته و خدا يار و كمك صابران است. و چون با جالوت و سپاهيانش روبهرو شدند گفتند: پروردگارا! به ما صبر ده و قدمهايمان را استوار نما و ما را بر گروه كافران پيروز فرما.
ماجراى عبرت آموز آيات ٢٤٧ تا ٢٥١ سوره بقره، بيانگر يك ماجراى تاريخى و عبرتآموز است.
بنى اسرائيل بعد از درگذشت حضرت موسى (ع)، مرتكب گناهانى شدند، دين خدا را تحريف و از فرمان الهى تمرد كردند، و رهنمودها و هشدارهاى پيامبرشان (اشموئيل) را پشت گوش افكندند. خداوند به همين جرم، جالوت را كه مردى قبطى بود، بر آنان مسلط ساخت. او بنىاسرائيل را ذليل كرد، مردانشان را كشت، زنانشان را اسير و اموالشان را مصادره كرد و باقى ماندگان را از سرزمينشان بيرون راند.
بنىاسرائيل نزد اشموئيل شكايت بردند تا خداوند، فرمانروايى را برايشان برانگيزد، ولى از آنجا كه در بهانهگيرى و دنياگرا بودن، شهرت داشتند، اشموئيل بر آنان اتمام حجت كرد كه اگر خداوند فرمانروايى معرفى كند و دستور جهاد صادر شود، امتناع نمىكنيد؟ گفتند: هرگز (آيه ٢٤٦).
خداوند طالوت را كه مردى بلند قامت، نيرومند و ازنظر روحى، قوى و با تدبير بود و به كشاورزى و دامدارى مىپرداخت، به فرماندهى آنان برگزيد. «١»