معارفقرآن(ج1)

معارفقرآن(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢

الهى گام برمى‌دارد و به حقيقت بندگى مى‌رسد و تنها او را پرستش مى‌كند و هر چه دارد تنها براى او و در راه او و بسوى او بكار مى‌گيرد. بنابر اين حقيقت و روح عبادت چيزى جز اين نيست كه انسان خود رامستقل نيابد و خود را مالك شئوون خود نداند و در همه احوال ظاهرى و باطنى از توجه به خويشتن و خودبينى پرهيز كند و به تمام معنى به مملوكيت خدا درآيد و در مقام اطاعت و عمل دل را به ياد خدا و بسوى خدا كند.
گستردگى عبادت:
از آنچه گفته شد معلوم مى شود عبادت منحصر در پاره‌اى از اعمال عبادى نظير (نماز و روزه و حج و ...) نيست بلكه هر كارى كه دل را به ياد خدا آورد و روى دل را به سوى درگاه او كند و به هنگام عمل با حضور قلب به قصد تقرب به او انجام گيرد عبادت و وسيله قرب به خداست هر چند خوردن يا خوابيدن باشد از جمله وصيتهاى پيامبر (ص) به جناب ابوذر چنين آمده:
اى ابوذر: مى بايست در هر كارى نيتى داشته باشى حتى در خوابيدن و خوردن «١» و از حضرت امير عليه السلام نقل شده:
خوشا به حال آن بنده‌اى كه (تمام‌كارهايش) عملش، علمش، دوستيش، دشمنيش، گرفتنش، واگذاردنش، سخنش، خاموشيش تمام خالص و پاك تنها براى خدا باشد. «٢» بنابراين، رسيدن به مقام بندگى و سير در مراتب عبوديت و خالص شدن براى حضرت حق آنگونه كه توده مردم مى پندارند سهل و آسان نيست بلكه مستلزم اصلاح نفس و تن در دادن به مجاهدات و رياضات شرعيه است تا بتدريج انسان در اثر نور عبادات از حجاب ظلمانى توجه به دنيا و زخارف آن و از هواپرستيها و دنيا طلبى‌ها برهد و دل را با صيقل ياد خدا جلا دهد و منور سازد.