معارفقرآن(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٢
يا در تمامى عمر ظالم نيستند (معصوم).
يا در اول عمر ظالمند و در آخر توبه كارند.
يا در اول ظالم نيستند، ولى در آخر ظالم مىشوند.
و ابراهيم شأنش اجل از اين است كه مقام امامت را براى دسته اول و چهارم بخواهد (زيرا روشن و يقينى است كه صلاحيت ندارند). بنابراين، گروه دوم و سوم باقى مىماند كه خداوند از بين آن دو يك گروه را نفى كرده و آن هم گروه سوم است كه زمانى ظالم بودهاند، پس يك قسم باقى مىماند و آن كسانى هستند كه هيچ ظلمى مرتكب نشدهاند. «١» شهيدان زندگان جاويد «وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فى سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ» «٢» به كسانى كه در راه خدا كشته شدهاند، مرده نگوييد (آنها نمردهاند) بلكه زندهاند، ولى شما نمىفهميد.
حيات حقيقى آيه مورد بحث از جمله آياتى است كه به اصلاح تفسيرها و طرز تلقى مردم پيرامون يكى از مهمترين پديدههاى زندگى بشر مىپردازد و براى حيات و مرگ، مراتب مختلفى در نظر گرفته كه يكى حيات و مرگ مادى و حيوانى است. در بعضى از آيات مىفرمايد شما حيات حيوانى نداشتيد (و جزئى از زمين مرده بوديد) و ما شما را از زمين مرده زنده كرديم «٣» و به شما حيات داديم حالا كه شما زنده شديد ديگر مرگ به معناى نيستى بر شما عارض نمىشود. شما مىميريد يعنى از اين دنيا به برزخ منتقل مىشويد و در برزخ نيز حيات داريد كه آن حيات برزخى است. آيات و روايات فراوانى از جمله همين آيه به اين معنا دلالت دارد.
مرتبه ديگر از حيات و مرگ، حيات انسانى و معنوى است. همه انسانها چنين حياتى را