معارفقرآن(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٠
رابطه روزه با تقوا «يا أَيُّهَاالَّذيَن آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الِّصيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» «١» اى كسانى كه ايمان آوردهايد، روزه بر شما نوشته (واجب) شد، چنان كه بر پيشينيان شما نوشته شد. شايد تقوا پيشه كنيد.
قرآن مجيد در مواردى به بيان فلسفه يا حكمت تشريع بعضى از احكام پرداخته است. به عنوان مثال، فلسفه نماز را، ذكر و ياد خدا و فلسفه قصاص را ايجاد تقواى اجتماعى مىداند كه سبب خوددارى افراد از ارتكاب جرايم مىباشد. در مورد روزه نيز پس از اشاره به تشريع آن در امّتهاى گذشته، به مؤمنان دستور روزه گرفتن مىدهد، سپس در صدد بيان فايدهاش برآمده و آن را تقويت تقواى مؤمنان مىداند.
علل تقوا پرورى روزه روزه از چند جهت سبب تقواى افراد مىشود:
١- انسان موجودى است كه داراى دو بعد مادى و معنوى است و به هر كدام توجه بيشترى نمايد، بعد ديگر را تضعيف كرده است و روزه سبب مىشود شخص روزه دار به خوردن و آشاميدن و بسيارى از مباحات ديگر، كمتر توجه كند كه در حقيقت تضعيف بعد مادى و تقويت بعد معنوى است.
٢- روزه، طعم گرسنگى و تشنگى و ... را به افراد مىچشاند و سبب مىشود كه انسان به ياد تشنگى و گرسنگى روز قيامت بيفتد و در نتيجه براى آنجا توشه برگيرد. تهيه اين توشه، اطاعت و بندگى خدا و انجام عبادات و ترك گناهان است كه معناى تقواست.
٣- انسان روزهدارى كه از صبح تا شام، طعم گرسنگى و تشنگى را مىچشد، به فكر اشخاص بىبضاعتى مىافتد كه همواره در رنج و گرسنگى مىباشند. كمك او به اين افراد و انفاق در راه خدا، گوشه ديگرى از تقواى او رانمايان مىسازد.