معارفقرآن(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٥
مانند چاقو و اره و تيشه دست زد و بدين وسيله دايره نفوذ خود را در جمادات بيشتر كرد، از طرفى با تصرّف در گياهان و استفاده از حيوانات و استخدام آنها براى كارهاى مختلف دامنه زندگىاش وسعت پيدا كرد تا آنجا كه دست به استخدام همنوع خود زد. با رسيدن به اين مرحله مشكل جديدى پيدا شد و آن اين بود كه هر فردى همان چيزى را كه از ديگران مىخواست،، ديگران نيز از او مىخواستند، يعنى همانطور كه از ديگران بهرهكشى مىكرد؛ بايد اجازه مىداد كه ديگران نيز از محصول عمل او استفاده كنند.
همين امر باعث به وجود آمدن زندگى اجتماعى و بناى تعاون در زندگى شد. با رشد اين حالت، به وجود آمدن تزاحم منافع مادى امرى عادى بود؛ چون هيچ فردى ابتدا حاضر به محدود كردن خويش نبود. از اينجا اختلاف شروع شد و اجتماع به طبقات مختلف تقسيم گشت، عدهاى غالب و عدهاى مغلوب شدند و هر كس تا مىتوانست با ظلم و حيله مىخواست از ديگران بهرهكشى كند. اين اولين مرحله اختلاف بود كه آيه شريفه به آن اشاره دارد.
دين وسيله رفع اختلاف بشر براى رفع اختلاف، نياز به قانون داشت. از اين رو، دست به تدوين قانون زد، اما به دليل اينكه تنها بعد مادى انسان را در نظر دارد، قانون او نمىتواند پاسخگوى مشكلات جامعه بشرى باشد. خداى متعال كه آگاه به همه نيازهاى بشر و خالق اوست، براى رفع اختلاف بين بشر، قانون تنظيم كرده و آن را همراه با عبادات دينى كه مكمل آن قانون است فرستاده و اساس آن را بر توحيد قرار داده است، تا بدين وسيله هم عقايد بشر و هم اخلاق و رفتار او تصحيح شود.
اختلاف در دين عدهاى از افراد بشر كه طالب حقيقت بودند، از قوانين دين پيروى كرده و اختلافات را به وسيله آن برطرف مىكردند، اما دستهاى ديگر اختلاف را به مسائل دين هم- كه براى رفع اختلاف آمده بود- سرايت داده و بر سر معارف دين و مبدأ و معاد اختلاف كردند و