معارفقرآن(ج1)

معارفقرآن(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٢

از نيازمند جز عرض نياز چه بر مى‌آيد؟ و از آن بى‌نياز ستوده، آن غنى حميد، جز رفع حاجت چه انتظارى است؟
«الُّدعاءُ مُخُّ الْعِبادَةِ» «١» «دعا» مغز و حقيقت عبادت است.
پس، روح بندگى، در دعا و عرض نياز است و از اين روست كه فرمود:
«قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبى لَوْلا دُعاؤُكُمْ ...» «٢» بگو اگر دعاى شما نبود، پروردگارم به شما عنايتى نمى‌كرد.
يأس يا استكبار؟
دعا نكردن ممكن است ريشه در نااميدى بنده گنهكار از رحمت خدا داشته باشد كه بزودى درباره آن سخن خواهيم گفت. ولى گاهى نيز روى گردانى از دعا، ناشى از روح استكبارى شخص است كه خشم خدا را در پى دارد. از كلام خداوند برمى‌آيد كه ترك دعا، ترك عبادت است:
«قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونى أَسْتَجِبْ لَكُمْ أِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتى سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ» «٣» پروردگار شما گفته است مرا بخوانيد تا خواسته شما را اجابت كنم و كسانى كه از عبادت من استكبار مى‌ورزند بزودى با خوارى و ذلت به جهنم داخل مى‌شوند.
اگر پرسيده شود كه آيا بندگان گناهكار را مى‌رسد كه با خدا سخن گويند و حاجت طلب كنند؟ و آيا خداوند بدانان نظرى خواهد داشت؟ پاسخ اين خواهد بود كه آيه مورد بحث روح بندگان شرمسار را مى‌نوازد و به آنها اميد استجابت مى‌دهد.
«... فَأِنّى‌ قَريبٌ أُجيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ أِذا دَعانِ ...» «٤»