معارفقرآن(ج1)

معارفقرآن(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٨

معناى خلافت‌ خليفه به معناى جانشين است. كسى كه جانشين ديگرى شود بايد نمود مستخلف و متّصف به صفات او بوده باشد. در اينجا نيز كه بحث از جانشينى انسان از خداست، منظور اين است كه انسان بايد به مقامى برسد كه صفات جمال و جلال خداوندى در او ظهور يافته و او باتمام وجود آئينه تمام نماى صفات حضرت حق باشد.
راه رسيدن به مقام خلافت نيز، همان عبوديت است كه در تفسير سوره حمد به آن اشاره شد.
نكوهش خوش گفتاران بد كردار «اتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَفَلا تَعْقِلُونَ» «١» آيا مردم را به نيكى فرمان مى‌دهيد و خود را فراموش مى‌كنيد، در حالى كه شماكتاب (آسمانى) را مى‌خوانيد؟ پس آيا تعقل نمى‌كنيد؟
اين آيه يهوديان را توبيخ مى‌كند كه چرا مردم را به كارهاى خوب فرمان مى‌دهند و خود از انجام آن سرباز مى‌زنند و بطور غير مستقيم، مسلمانان را از چنين حالت زشتى باز مى‌دارد.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: شب معراج مردانى را ديدم كه مرتب لبهايشان را با قيچى آتشين مى‌بريدند و دوباره التيام مى‌يافت. از جبرئيل پرسيدم: اينها كيانند؟
پاسخ داد: اينان سخنرانان امّت تو هستند كه مردم را به نيكى امر مى‌كردند و خويشتن را فراموش مى‌نمودند و حال آنكه كتاب (قرآن) را تلاوت مى‌كردند. «٢» ثمره تعقّل‌ از مفهوم آيه مزبور بر مى‌آيد كه انسان بر اثر تعقل، عيوب و ضعفهاى خود را در مى‌يابد و نخست خود و سپس، ديگران‌راموظف به بر طرف كردن ضعفها و كژيهامى‌كند.