معارفقرآن(ج1)

معارفقرآن(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٧

أمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ‌الظُّلُماتِ الَى النُّورِ وَالَّذينَ كَفَرُوا اوْليائُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ الَى الظُّلُماتِ اولئِكَ اصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ» «١» هيچ اكراهى در دين نيست (زيرا كه راه) رشد از گمراهى، روشن و آشكار شده است. پس هر كه به طاغوت كفر ورزد و به خداى ايمان آرد، به دست‌آويزى محكم و مطمئن (عروةالوثقى) كه گسستنى نيست، تمسك جسته است. و خداوند بسيار شنوا و داناست خداوند، سرپرست كسانى است كه ايمان آورده‌اند، ايشان را از تاريكيها به سوى نور بيرون مى‌برد. و كسانى كه كفر ورزيدند، رهبرانشان (طاغوت و) طغيانگرانند، ايشان را از نور به سوى تاريكيها بيرون مى‌برند. آنها اهل دوزخند و در آتش، جاودانند.
دين اجبارى نيست‌ در جمله «لا اكْراهَ فِى الدِّين» دين اجبارى نفى شده است، چون دين عبارت است از يك سلسله اعتقادات، بينشها و طرز تفكرات نسبت به جهان، خدا و ... و عمل بر اساس آنها و اعتقاد و بينش هم از امور فكرى و قلبى است كه اكراه و اجبار در آن راه ندارد. شما تنها مى‌توانيد كسى را وادار كنيد كه عملى را انجام دهد، اما نمى‌توانيد او را وادار كنيد كه چيزى را باور كند و به مطلبى عقيده داشته باشد. بله، مى‌توان حقانيت آن را برايش اثبات كرد تا نسبت به آن اعتقاد پيدا كند.
در دين حق، اجبار لازم نيست، زيرا اجبار و اكراه زمانى لازم است كه اجباركننده مقصد مهمى داشته باشد و نتواند فلسفه و اهميت و لزوم آن را به زيردست بفهماند و ناگزير متوسل به اجبار مى‌شود، اما امورى كه خوبى و بدى آنها روشن است و قابل استدلال مى‌باشد، براى فهماندن آن نياز به اكراه نيست.
از طرف ديگر، خداوند ايمان اجبارى را نمى‌خواهد. او مى‌خواهد بندگانش، با ديدن آيات و بينات و با دعوت متين و استدلالى انبيا، آزادانه ايمان آورند و پيامبرانش را امر كرده كه بندگانش را با حكمت و موعظه به راه حق بخوانند، تا طالبان سعادت ايمان آورند و به آنان فرموده كه آدمهاى شقى را مجبور به ايمان آوردن نكنند، چه اينكه‌