معارفقرآن(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٥
«فَاسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ أِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» «١» اگر نمىدانيد از آگاهان بپرسيد.
اما مشركان چيز ديگرى مىگفتند؛ آنان به جاى پيروى از خردمندان، پيروى از پدران را شيوه خود قرار داده بودند. فقط اعتقادات، رسوم و عملهاى آنان مانند بت پرستى را قابل قبول مىدانستند و از آنها تقليد مىكردند. هرگز حاضر نمىشدند كه باورها و عملكردهاى اجدادشان را مورد بررسى و ارزيابى قرار دهند و هر چه را نادرست و غير منطقى يافتند، با شجاعت محكوم كنند و دور بريزند.
حقّ تفكّر نياكان هر چند از جهاتى شايسته احترام باشند، اما هرگز نبايد به نام احترام به ايشان، بر عقل و انديشه خود مهر نهاد. همه صلاحيت انديشيدن دارند و همچنان كه امروز كسى حق ندارد آيندگان را از انديشه ممنوع كند، اجداد گذشته نيز چنين حقى نداشتهاند.
تقليد از چه كسى؟
پيروى از هر كس بايد تابع دليل و برهان باشد و حداقل با دليل، صلاحيت وى ثابت شده باشد، و گرنه پيروى از هر جاهل بىخبرى، به گمراهى و پشيمانى مىانجامد. «٢» روش استدلال قرآن روش استدلال قرآن كريم بسيار ساده و شگفت انگيز است. قرآن در برابر شعارها و افتخارات مشركان به اجداد خود، با يك سؤال كوتاه، آنان را به فكر فرو مىبرد: «روشن است كه هيچ عاقلى ادعا نمىكند كه اجدادش هرگز اشتباه نمىكردند. اكنون پاسخ دهيد: آيا حاضريد از اشتباهات پدران خود نيز پيروى كنيد و راه راست و درست را رها سازيد؟»