معارفقرآن(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٠
باورشان نمىآمد. «١» روشن است كه همه اين مسائل پس از نبوت وى بوده؛ زيرا او در همه اين امتحانات از طريق وحى مأمور مىشده است.
امامت چيست؟
برخى امامت را هم معناى نبوت دانستهاند: چون نبى نيز كسى است كه مقتداى مردم بوده و مردم در گفتار و كردار از او پيروى كنند؛ اما اين معنى صحيح نيست؛ زيرا در اين صورت معنى نداشت حضرت ابراهيمى كه نبى، رسول، مقتدا و مطاع بود، به همان مقام به اسم امامت مفتخر شود. در آياتى كه امامت در آن مطرح گشته، بحث هدايت در كنار آن ذكر شده و اين نشان مىدهد كه امامت مقامى است كه دارنده آن، علاوه بر هدايت ظاهرى كه كار انبيا نيز بوده است از يك نوع هدايت باطنى نيز برخوردار مى باشد كه مىتواند افراد مستعد را به كمال برساند. به عبارت ديگر، علاوه بر ارائه طريق كه پيامبران نيز انجام مىدهند، وظيفه امام راه بردن و رساندن به هدف مىباشد، زيرا انسان گاهى راه به كسى نشان مىدهد وگاهى دست او را مىگيرد و به مقصد مىرساند. نوع دوم از وظايف امام است.
آياتى از قرآن اشاره به اين نوع هدايت دارد، مانند:
«وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ ائِمَّةً يَهْدُونَ بِامْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِاياتِنا يُوقِنُونَ» «٢» و ما از ايشان امامانى قرار داديم كه به امر ما هدايت مىكنند و اين مقام را بدان جهت يافتند كه صبر مىكردند و به آيات ما يقين داشتند.
پس امام هدايت كنندهاى است كه با قدرت ملكوتى كه در اختيار دارد، هدايت مىكند و امامت از نظر باطن يك نحوه ولايتى است كه امام در اعمال مردم دارد وكارش تنها آدرس دادن نيست، بلكه دست خلق را گرفتن و به حق رساندن است. «٣»