معارفقرآن(ج1)

معارفقرآن(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٦

آزمايش هستيم؛ پس كافر مشو (و از اين تعليمات، سوء استفاده نكن) ولى آنها از آن دو فرشته مطالبى را مى‌آموختند كه بتوانند به وسيله آن ميان مرد و همسرش جدائى بيفكنند (نه اينكه از آن براى باطل كردن سحر استفاده كنند) ولى آنها نمى‌توانند به كسى زيان برسانند، مگر به اذن خدا. آنان چيزهايى را فرا مى‌گرفتند كه به زيانشان بود، نه به نفعشان و آنان بطور مسلم مى‌دانستند كه هر كس خريدار اين چنين سحرى باشد، در آخرت بهره‌اى نخواهد داشت و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر مى‌دانستند.
فصلى ديگر از تبهكارى يهود آيه مورد بحث، فصلى ديگر از تبهكاريهاى يهود را بر ملا مى‌سازد و آن عبارت است از:
متهم ساختن حضرت سليمان به سحر و كفر. چنان كه از احاديث بر مى‌آيد، در زمان حضرت سليمان، عده‌اى در قلمرو حكومت اوبه كار جادوگرى پرداختند. حضرت سليمان عليه‌السلام با قاطعيت در برابر آنان ايستاد و تمام نوشته‌هاى آنان را كه سحر و جادوگرى بود، از آنان گرفت و در محل مخصوصى نگهدارى كرد.
پس از رحلت آن بزرگوار، عده‌اى آن اوراق را بدست آوردند و به ترويج سحر پرداختند، وبه اين قناعت نكرده و اعلام نمودند كه سليمان، پيامبر نبود، بلكه به وسيله همين سحر و جادو بر كشور و انجام امور خارق‌العاده مسلط شد! بنى اسرائيل به جاى آنكه بر آشوبند و آنان را از خود برانند، به آنان گرايش پيدا كردند و از تعاليم تورات دست شسته، دل به جادو گرى بستند.
هنگامى كه خاتم پيامبران (ص) به رسالت مبعوث شد و اعلام كرد كه سليمان از پيامبران الهى بوده است بعضى از احبار يهود گفتند: ازمحمد تعجب نمى‌كنيد كه‌ مى‌گويد: سليمان پيغمبر بوده، در صورتى كه او ساحر بوده است. «١» ماجراى هاروت و ماروت‌ در «بابل»، سحر به اوج خود رسيده و موجب ناراحتى و آزار مردم شده بود. خداوند دو فرشته را به صورت آدميان درآورد و مأمور ساخت كه راه باطل كردن و بى‌اثر ساختن سحر را به مردم نشان دهند تا مردم خود را از شر ساحران در امان نگه دارند.