معارفقرآن(ج1)

معارفقرآن(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١

همه چيز را از او مى‌داند و براى خود هيچ توانى نمى‌بيند تا آنجا كه حتى در عبادت خويش از او استمداد جسته و مى گويد:
«ايَّاكَ نَعْبُدُ وَ ايَّاكَ نَسْتَعينُ» در چنين موقع حساسى انسان بايد بسيار بكوشد تا در اين سخن راستگو بوده و به هيچ چيز جز خداوند توجه والتفات نداشته باشد. «١» معناى عبادت‌ كلمه عبادت از ريشه عبد است و عبد به معناى انسان رام و مطيع است، (زيرا در زبان عربى وقتى كه چيزى رام، نرم و مطيع شود، بطورى كه هيچ گونه عصيان و تعدّى و مقاومتى نداشته باشد، اين حالت را تعبّد گويند؛ و راه و جاده‌اى ر اكه بر اثر عبور و مرور مردم صاف و هموار شده باشد، طريق معبّد مى‌نامند.) «٢» پس عبادت به معناى ابراز نهايت تواضع و خضوع و شكستگى در برابر خداوند «٣» و يا به معناى اظهار مملوك بودن و وابستگى خود نسبت به پروردگار است كه لازمه آن خضوع در برابر خداوند «٤» و همچنين اطاعت و فرمانبردارى است.
حقيقت عبوديت آن است كه انسان خود و آنچه دارد مِلك خدا بداند و او را مدبّر خود ببيند و امور خود را به او واگذارد و همه سعى و كوشش او در رعايت اوامر و نواهى خداوند باشد. «٥» هنگامى كه انسان خود را مملوك خدا يافت و تمام هستى و كمالات وجودى خود را از خدا ديد و هر گونه استقلال را از خود و موجودات نفى كرد، خو د را به تمام معنى عبد و بنده خدا مى‌يابد و تنها حضرت حق را مالك مطلق و حقيقى خويش و همه اشياء مى‌بيند، در اين صورت است كه به وظيفه بندگى قيام مى‌كند و در مسير عبوديت خالص‌