دشمن شناسى در قرآن

دشمن شناسى در قرآن - برهانیان، عبدالحسین - الصفحة ٥٥

فرعون در ميان قوم خود ندا داد و گفت: [اى مردم‌] آيا حكومت مصر مال من نيست و اين نهرها تحت [فرمان‌] من جريان ندارد؟ آيا نمى‌بينيد؟ (آيه ٥١)
من از اين مردى (حضرت موسى (ع)) كه از خانواده و طبقه‌اى پست است و هرگز نمى‌تواند فصيح سخن بگويد برترم! (آيه ٥٢)
اگر راست مى‌گويد چرا دستبندهاى طلا به او داده نشده است؟ يا اينكه چرا فرشتگان همراه او نيامده‌اند؟ (آيه ٥٣)
او قوم خود را تحقير و تحميق كرد، پس از او اطاعت كردند.
(آيه ٥٤)
دشمن هميشه سعى مى‌كند با تبليغات، خود را بزرگ، قوى، صاحب فكر و انديشه و نژادى برتر و حتى آسمانى جلوه دهد و از سويى ديگر طرف مقابل خود را نژادى فقير، كم‌سواد و ...
جلوه دهد تا زمينه نفوذ فكرى خود را مهيا نمايد.
پيامها ١- استخفاف (خوار و پست نمودن) زمينه‌اى بر نفوذ افكار دشمن است.
٢- روش فرعونيان آن است كه انسانها را به سوى نادانى و بى‌خبرى سوق دهند.
٣- ارتكاب گناهان (قوم فاسق) زمينه تحقير شدن و استخفاف را فراهم مى‌كند.