دشمن شناسى در قرآن

دشمن شناسى در قرآن - برهانیان، عبدالحسین - الصفحة ٢٣

يخرجون: خارج مى‌كنند تؤمنوا بالله: ايمان آورديد به خدا ان كنتم خرجتم: اگر براى (جهاد) خارج شده‌ايد فى سبيلى: در راه من ابتغاء مرضاتى: طلب خشنودى من‌ تسرون اليهم بالمودّة: پنهانى با آن‌ها دوستى مى‌كنيد اخفيتم: پنهان مى‌كنيد اعلنتم: آشكار مى‌كنيد يفعله: انجام دهد آن را فقد ضلّ: گمراه شده است‌ شأن نزول:
شخصى به نام حاطب بن ابى بلتعه به مدينه مهاجرت كرده بود امّا زنش در مكه بود. كفار به سراغ زن او آمدند و از او خواستند كه طى نامه‌اى، از شوهرش بپرسد آيا محمد (ص) قصد دارد كه براى جنگ به مكه بيايد؟ او نيز چنين كرد. حاطب در جواب نوشت كه رسول خدا (ص) قصد دارد به سوى شما بيايد آماده دفاع باشيد. آن‌گاه نامه را به زنى به نام صفيه داد تا آن را به مكه ببرد جبرئيل نازل گرديد و به پيامبر (ص) خبر داد. حضرت به على (ع) و چند نفر از صحابه (عمار، عمر، زبير، طلحه، مقداد و ابومرثد) دستور داد كه به سوى مكه حركت كند و در راه نامه را از آن زن بگيرند. ابتدا زن انكار كرد اما با تهديد على (ع) نامه را از لابه‌لاى گيسوان خود درآورد و به خدمت پيامبر آوردند. «١»