دشمن شناسى در قرآن

دشمن شناسى در قرآن - برهانیان، عبدالحسین - الصفحة ٣٥

مفردات‌ يحاربون الله و رسوله: با خدا و رسولش مى‌جنگند يسعون: كوشش مى‌كنند يقتلوا: كشته شوند يصلّبوا: بردار آويخته شوند تقطع ايديهم وارجلهم: دست و پايشان قطع شود من خلاف: در خلاف جهت ينفوا فى الارض: از آن ديار تبعيد شوند خزى: رسوايى‌ شأن نزول:
جمعى از مشركان خدمت پيامبر (ص) آمدند و مسلمان شدند، اما در آب و هواى مدينه بيمار شدند. پيامبر (ص) براى مدتى آنان را به خارج از مدينه فرستادند؛ مكان خوش آب و هوايى كه شتران زكات را در آنجا به چَرا مى‌بردند. آنان با مداوا و استفاده از شير تازه شتران بهبود يافتند، امّا به جاى تشكر از پيامبر (ص) دست و پاى چوپان‌هاى مسلمان را بريدند و چشمان آنها را كور كردند و شتران را غارت كردند! در اين زمان آيه فوق درباره آنها نازل شد كه پيامبر (ص) آنان را دستگير كند و به مجازات برساند. «١»