دشمن شناسى در قرآن

دشمن شناسى در قرآن - برهانیان، عبدالحسین - الصفحة ٤٥

پيامبر (ص) آمده و عرض كردند به ما اجازه ده تا مسجدى در ميان قبيله بنى سالم (نزديك مسجد قبا) بسازيم تا افراد ناتوان و بيمار و پيرمردان از كارافتاده در آن نماز بگزارند و همچنين در شبهاى بارانى كه گروهى از مردم توانايى آمدن به مسجد شما را ندارند فريضه اسلامى خود را در آن‌جا انجام دهند.
اين پيشنهاد در زمانى بود كه پيامبر (ص) عازم جنگ تبوك بودند. پيامبر (ص) به آنها اجازه داد. آنها از پيامبر (ص) درخواست كردند كه در مسجد حضور يابد و در آن مسجد نماز بگزارد.
پيامبر (ص) فرمودند من فعلًا عازم سفر هستم در بازگشت (ان شاء الله) خواهم آمد و در آنجا نماز مى‌گزارم. بعد از بازگشت پيامبر (ص)، تقاضاى خود را دوباره مطرح كردند. اين در حالى بود كه پيامبر هنوز وارد دروازه مدينه نشده بودند در اين هنگام آيه فوق نازل شد و پرده از اسرار آنان برداشت. پيامبر (ص) دستور دادند مسجد ضرار را آتش زدند و بقاياى آن را ويران كرده و محل زباله‌هاى شهر قرار دهند. «١» منظور از «لمن حارب الله» ابوعامر راهب است كه در زمان جاهليت، رهبانيت در پيش گرفت و در مدينه كه خدمت رسول خدا (ص) آمد به ايشان حسادت كرد و به تحريك عليه آن حضرت مشغول شد. بعد به طائف و سپس به شام گريخت،