جريان شناسى سطح(3) - قنبری، آیت - الصفحة ٨٠
تاريخچه جريان دوم به آن دسته از متفكران مسلمانى باز مىگردد كه تحت تأثير مكاتب غربى بودند. برجستهترين چهرههاى اين جريان دو نفر بودند: نخست، مهندس مهدى بازرگان كه تحت تأثير افكار ليبرال غرب قرار داشت و «١» دوم، دكتر على شريعتى كه از افكار سوسياليستى اثر پذيرفته بود. «٢» اين دو متفكر به دليل تحصيل در دنياى غرب و فقدان آشنايى عميق با مبانى اسلامى، هرچند اهل دين و دغدغه دينى بودند، از روشنفكران التقاطى به شمار مىروند. مهندس بازرگان با تلاش براى تفسير تجربى و علمى قرآن، اثبات علمى بودن دين اسلام، تلفيق اسلام و ناسيوناليزم و انطباق مبانى اسلامى بر برخى مبانى دموكراسى غربى در صدد مدرنيزه كردن اسلام بر آمد. البته كوششهاى او در مجامع روشنفكرى و جوانان روشنفكر مسلمان اثر مىنهاد وآنان را بهعلمى بودن و جاودانگى آموزههاى اسلام اميدوار مىكرد، اما در همان حال بستر انحرافات بعدى افراد را به سوى مكاتب غربى فراهم مىنمود.
دكتر على شريعتى نيز با كتابها و سخنرانىهاى خود پيش از پيروزى انقلاب، نفوذ فراوانى در ذهن جوانان دانشگاهى و روشنفكران داشت. او متأثر از افكار سوسياليستى، بر بُعد اجتماعى و سياسى اسلام تأكيد فراوان داشت. يكى از ويژگىهاى دكتر شريعتى استفاده فراوان از مفاهيم و اصطلاحات بيگانه براى تفسير اسلام بود. مفاهيمى همچون فلسفه تاريخ، ديالكتيك، زير بنا و روبنا و مانند آن را براى ارائه تفسير جديدى از اسلام طرح مىكرد. اين مفاهيم به ويژه براى نسل جوان و روشنفكر دانشگاهى از جذابيت برخوردار بود. تلاش دكتر شريعتى آن بود كه روايتى مدرن از اسلام بهدست دهد و براى روشنفكرانى همچون خود، رسالتى همانند پيامبران قائل بود. او مىخواست به نوعى در سايه آموزههاى غربى به اصلاح دين دست بزند و با طرح تشيع انقلابى تجديد حيات يافته، پروتستانتيزم اسلامى را مطرح مىكرد. «٣»