جريان شناسى سطح(3) - قنبری، آیت - الصفحة ٣٨
انگليسىها فراهم ساختند. آنان با حمايت از ديكتاتورى رضا شاه و استبداد خشن او به سركوبى جريان اسلامى و ديگر مخالفان پرداختند و با تقليد از ظواهر تمدن غربى، سكولاريزم را بر كشور حاكم كردند. سلطنت طلبان در اين دوره كوشيدند تا از حاكميت اسلام در كشور و نقش آن در ابعاد سياسى، فرهنگى و اجتماعى جلوگيرى نمايند. تلاش براى جايگزينى حقوق غربى به جاى فقه اسلامى، برگزارى كنگرههاى بين المللى باستانشناسى، كوشش بىفرجام براى زدودن لغات عربى از زبان فارسى، تغيير محتواى برنامههاى درسى مدارس، تأسيس مدارس مختلط دخترانه و پسرانه، كشف حجاب و منع مراسم عزادارى براى ائمه (ع)، تلاش براى سركوبى روحانيت و حوزههاى علميه «١» و نظاير آن همه و همه از فعاليتهاى جريان سلطنت طلب براى مبارزه با اسلام و جريان اسلامى بود.
اين جريان در عصر رضا شاه، مقابله و عناد خود با جريان اسلامى را بيش از پيش افزايش داد و به روحانى زدايى و نابودى كيان جريان اسلامى پرداخت؛ اما نتوانست جريان اسلامى را از صحنه سياست ايران خارج كند.
سلطنت طلبان ادامه سياست برخورد با اسلام را در عصر محمدرضا پهلوى اين بار به كمك آمريكائيان با شدت و ضعف در مقاطع مختلف پى گرفتند. دشمنىهاى آنان به ويژه پس از كودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢ ش. بسيار شدت يافت. اما سرانجام با ظهور امام خمينى (ره) در رأس جريان اسلامى، انقلابى عظيم به وقوع پيوست و در ٢٢ بهمن ١٣٥٧ ش.
طومار نظام شاهنشاهى و جريان سلطنتطلبى از ايران به هم پيچيد. با پيروزى انقلاب اسلامى بسيارى از درباريان و سلطنتطلبان حاكم به دليل فساد در زمين و ظلم بر بندگان خداوند، محاكمه و به اعدام محكوم شدند و گروهى از آنان نيز گريختند و به كشورهاى غربى به ويژه آمريكا پناه بردند. اين جريان هم اكنون در دو شاخه سلطنتطلبان استبدادى و سلطنتطلبان مشروطه خواه، رضا پهلوى را به عنوان رهبر خود پذيرفته و به فعاليتهاى ضد نظام جمهوى اسلامى مشغولاند.