جريان شناسى سطح(3)

جريان شناسى سطح(3) - قنبری، آیت - الصفحة ٧٧

كسى مى‌گويند كه داراى فكرى باز، ذهن بصير و انديشه‌اى روشن نسبت به امور است.
مفهوم متضاد اين واژه «تاريك فكر»، معادل كلمه «متحجِّر» است و كنايه از كسى است كه به هيچ روى از عقايد كهنه خود دست بر نمى‌دارد. «١» بدين سان، متحجر كسى است كه از نظر فكر و ذهن هيچ انعطافى ندارد و همچون سنگ از جمود و سكون برخوردار است. مى‌توان با توجه به ادبيات دينى، واژه روشنفكر را مترادف با كلمه «بصير» دانست.
در اين مفهوم، روشنفكر راستين كسى است كه گوشى شنوا و چشمى بينا دارد و ذهن اوبا نور معرفت الهى روشن است و حق را از باطل به خوبى باز مى‌شناسد. با توجه به اين معنا، روشنفكرى در مقابل بى بصرى، كورى، جهالت، حيرت و ضلالت قرار دارد. «٢» مت جريان شناسى سطح(٣) ٨٦ فهرست منابع‌ أسفانه ادبيات سياسى امروز اين مفهوم از روشنفكرى را كه داراى معنايى مثبت است، فراموش كرده است. روشنفكر در ادبيات سياسى امروز، ترجمه واژه غربى Intellectual است كه همزمان با عصر مشروطه پا به ادبيات سياسى كشور گذاشت و به «منوَّر الفكر» ترجمه شد. واژه «روشنفكر» را فرهنگستان ادب در اوايل دهه ١٣٢٠ ش. بر جاى واژه «منور الفكر» نهاد. اين واژه به يك لحاظ، به كسانى اطلاق مى‌شد كه به وحى و دخالت خداوند در امور روزمرّه اعتقادى نداشتند و به لحاظى ديگر مراد از آن كسانى بودند كه با آموزش اروپايى يا نظام آموزشى نو آشنا بودند. ويژگى بسيارى از اين روشنفكران نكوهش عوام و گذشته كشور و توجه به آينده و نوگرايى بود. «٣» از آنچه گذشت، روشن مى‌شود كه ارائه تعريفى يگانه براى جريان روشنفكرى در ايران كارى دشوار و بلكه ناممكن است. مى‌توان گفت در دوره معاصر، ايران شاهد دو نوع جريان روشنفكرى دينى و غير دينى بوده است كه هر يك از شاخه‌هاى فرعى نيز