جريان شناسى سطح(3) - قنبری، آیت - الصفحة ٣٧
٢- ٢. تاريخچه چنان كه گفتيم، نظام سلطنت، ريشه در ايران باستان دارد. بنابراين، جريان هوادار آن به همين ميزان كهنه است؛ چنان كه گفته مىشود سلطنت در ايران سابقه، ٢٥٠٠ ساله دارد. به دنبال گرويدن ايرانيان به اسلام و فتح ايران به دست سپاه اسلام، كشور ايران تحت حاكميت خلافت اسلامى قرار گرفت. با ضعيف شدن امپراتورىهاى اسلامى، حاكمان و ملوك محلّى در بخشهايى از كشور، دولتهايى بنيان نهادند و عهد و لواء از خليفه اسلامى طلب كردند. سرانجام پس از روى كار آمدن سلسلههاى مختلف در كشور، صفويان در اوايل قرن دهم هجرى حاكميت يافتند. با وجود نزديكى دين و دولت در عصر صفوى و رسمى شدن تشيع، در كنار جريان اصيل اسلامى علما و روحانيت شيعه، جريان دربار و سلطنت نيز وجود داشت كه از منافع سلسله حاكم و شاهان صفوى حمايت مىكرد.
پس از اتمام حاكميت نُه پادشاه صفوى (٩٠٧- ١١٣٥ ه. ق.) و سقوط سلسله صفوى به دست افغانهاى سنى مذهب، جنگ قدرت ميان قبايل مطرح كشور، يعنى افشار، قاجار و زند در گرفت و كشور را به چند قلمرو حاكميت جداگانه تبديل كرد. سرانجام قاجارها بودند كه حكومت را در دست گرفتند. با تأسيس سلطنت قاجار (١٢١٠ ق./ ١١٧٤ ش.) سلطنت طلبان حامى اين سلسله براى رسيدن به منافع شخصى و دنيوى، جايگاهى در حكومت براى خويش يافتند و به نوكرى دربار شاهنشاهى افتخار كردند. شاهان قاجار و هواداران سلطنت طلب آنها ظلم و فساد را تا آنجا رساندند كه كاسه صبر مردم لبريز شد و جريان اسلامى به رهبرى روحانيت، همراه روشنفكران، نهضت عدالتخواهى و مشروطهطلبى را در زمان مظفرالدين شاه به پيروزى رساند. از اين پس تقابل دو جريان اسلامى و سلطنت طلب با وجود تحول سلطنت مطلقه به مشروطه تداوم يافت. سلطنت طلبان مستبد خواهان نابودى نهضت مشروطه و بازگشت به استبداد سابق بودند و در برههاى از زمان نيز استبداد صغير را بر پا كردند و مجلس شوراى ملى را به توپ بستند.
پس از كودتاى رضاخان (١٢٩٩ ش.) و تاجگذارى او به سال ١٣٠٤ ش. هواداران نظام سلطنتى در كنار روشنفكران لائيك، زمينه را براى استبداد كبير رضا شاهى با يارى