جريان شناسى سطح(3) - قنبری، آیت - الصفحة ٦٥
جبهه ملّىِ نخست، از ساختار جبههاى بهره مىبرد و از احزابى تشكيل شده بود كه گرايشهاى ايدئولوژيك همساز و هماهنگى نداشتند. اعضا و رهبران اين احزاب نيز با يكديگر ناسازگار بودند. از اين رو نتوانست با استبداد محمدرضا شاهى به گونه جدّى مبارزه كند و پس از كودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢ ش. از هم پاشيد.
جبهه ملّى را در اين دوره «جبهه ملّى اوّل» مىخوانند.
جبهه ملى دوم در سال ١٣٣٩ ش. با اعلام فضاى باز سياسى تشكيل شد. رهبران جبهه اميدوار بودند تحت فشار آمريكا به شاه، دولت را در دست بگيرند. اين جبهه تا سال ١٣٤٣ ش. كم و بيش فعاليت داشت.
جبهه ملى سوم در سال ١٣٤٤ ش. تشكيل شد، اما به دليل شدت خفقان نتوانست فعاليت چندانى داشته باشد.
سرانجام در سال ١٣٥٦ ش. با اوجگيرى انقلاب و اعلام فضاى باز سياسى از سوى شاه و در چارچوب سياست حقوق بشر كارتر رئيس جمهور آمريكا، جبهه ملى چهارم تشكيل شد.» فعاليتهاى اين جبهه تحت الشعاع مبارزات اسلامى و رهبرى امام خمينى (ره) قرار داشت. در آستانه سقوط نظام شاهنشاهى، شاهپور بختيار يكى از رهبران جبهه ملى نخست وزيرى رژيم فاسد پهلوى را بر عهده گرفت، امّا نتوانست سلطنت را نجات دهد.
با تشكيل دولت موقت به رياست مهندس مهدى بازرگان بسيارى از اعضاء جبهه ملى در كابينه او حضور يافتند، ولى با استعفاى دولت بازرگان پساز اشغال لانه جاسوسى آمريكا عمر وزارت و صدارت آنان به سر آمد و مخالفتهايشان با جريان اسلامى و اسلام آشكارتر گرديد. شكست قطعى ملى گرايان زمانى فرا رسيد كه عليه لايحه اسلامى قصاص موضع گرفتند و در مقابل اسلام ايستادند. در اين هنگام بود كه امام خمينى (ره) آنان را مرتد اعلام كرد. «٢» با انزواى ملى گرايان بسيارى از آنان به غرب گريختند و در خارج از كشور فعاليتهاى ضعيفى را عليه نظام جمهورى اسلامى آغاز كردند. هم اينك نيز برخى