جريان شناسى سطح(3) - قنبری، آیت - الصفحة ٦٣
قيصر مظهر سياست و خدا مظهر دين است و بر جدايى اين دو تأكيد مىشود. اشتباه طرفداران اين جريان همسان پنداشتن اسلام با مسيحيت است. اسلام، دين و سياست را به هيچ روى از هم جدا نمىداند. نگاهى اجمالى به آموزههاى اسلامى اين حقيقت را بر مىنمايد. «١» ملى گرايان با پاى فشردن بر سكولاريزم و كشاندن مردم به سوى دنيا گرايى صرف، آسيبهاى فراوانى بر بعد معنوى و تكامل آنان وارد مىكنند.
دفاع و حمايت ملى گرايان از نظام فاسد سلطنتى با وجود تبهكارىها و ستمگرىهاى اين نظام به ويژه در دوره معاصر ايران و چپاول بيتالمال، فروش كشور به بيگانگان طى قراردادهاى مختلف، دست نشاندگى روس، انگليس و آمريكا، «٢» استبداد و عقب نگه داشتن كشور لكه ننگى بر دامان آنها است.
آرى همه ما بايد وطن و ميهن خود را دوست بداريم، علاقه طبيعى به كشور در متن اسلام نهفته است. رهبران دين اسلام، زادگاه خود را دوست مىداشتند. رسولاكرم (ص) خطاب به شهر مكه مىفرمايد:
اى مكه! دوستت دارم. اگر مرا بيرون نمىكردند، هرگز تو را ترك نمىگفتم. «٣» اسلام درباره دفاع از وطن بالاترين سخن را دارد و عالىترين انگيزهها را براى دفاع پديد مىآورد؛ انگيزههايى كه آفريدن آنها به هيچ وجه از ملى گرايى ساخته نيست. تاريخ ايران نشان مىدهد كه نيروهاى مذهبى در پرتو آموزههاى دين اسلام، بارها و بارها استقلال، آزادى، امنيت ملى و تماميت ارضى ايران را در برابر استبداد داخلى و استعمار خارجى حفظ كردهاند، اما بسيارى از مدعيان ملى گرايى هنگام خطر به كنج عافيت پناه برده و يا چمدانها را بسته و گريختهاند. سرنگونى نظام ٢٥٠٠ ساله شاهنشاهى با فداكارى نيروهاى ديندار و با رهبرى اسلامى حاصل شد. تماميت ارضى ايران در دفاع هشتساله مقابل بعثىهاى تحت حمايت ابرقدرتها، با فداكارى مسلمانان و مؤمنان مجاهد