جريان شناسى سطح(3) - قنبری، آیت - الصفحة ٥٩
١- ٣- ٤. تفاخر ملى يا وطن پرستى ملى گرايان با افتخار به مظاهر ملى، قهرمانان، شخصيتهاى علمى و فرهنگى كشور، آثار باستانى و مانند آن، ملت خود را تافته جدا بافته مىدانند و به برترى ملت خود بر ديگر ملل اعتقاد دارند، آنان خود را وطن پرست مىشمارند و خاك، زبان، تاريخ و ديگر متعلّقات و ويژگىهاى ملى را مقدس مىخوانند و بر غرور و تعصب ملى پاىمىفشارند.
وطن محورى آنان باعث مىگردد تا هر آنچه به كشور و ملت ارتباط دارد؛ حق به شمار آيد و هر آنچه مربوط به بيگانه است، باطل محسوب شود.
٢- ٣- ٤. باستان ستايى ملى گرايان در همه كشورها، به سختى ميراث باستانى وطن خويش را مىستايند. در ملى گرايى ايرانى، باستان ستايى به ستايش آداب و رسوم ملى و فرهنگ پيش از اسلام تعلق دارد. اين ستايشگرى تنها همين دوره را در بر مىگيرد و به دوران اسلامى نمىرسد و حتى به مظاهر تمدن اسلامى و آداب و رسوم و هنجارهاى مبتنى بر آن با نگاه منفى مىنگرد. سلسلههاى قبل از اسلام، اشكانيان، هخامنشيان، ساسانيان و آثار باقيمانده از آن دوران، آتشكدهها، تخت جمشيد، پاسارگاد و مانند آن، فراوان ستايش مىشوند.
٣- ٣- ٤. بيگانه ستيزى در انديشه ملّىگرا تحقير اقوام و ملل بيگانه و برخوردار از روحيه مقابله جويى و تعصب ضد خارجى يك اصل به شمار مىرود. اين اصل گاه به حد افراطى مىرسد و موجب جنگ مىشود. در ايران بيگانه ستيزى ملى گرايان، بيشتر به دشمنى با عرب و اسلام انجاميده است. تلاش ملى گرايان براى جايگزين كردن لغات فارسى به جاى عربى در دوره رضا شاه با شكست مواجه شد. سعى ملّى گرايان براى القاى اين تفكر غلط كه اسلام موجب عقبماندگى ايران است، از همين اصل فكرى سرچشمه مىگيرد.
شگفت آنكه پان ايرانيستها استعمارگران غربى را در قلمرو بيگانه ستيزى خويش نگنجانيدهاند. بى گمان، غير از دوره ملى شدن نفت، بسيارى از قراردادهاى استعمارى به دست كسانى امضاء شده است كه ادعاى وطن دوستى و ملى گرايى داشتهاند.