جريان شناسى سطح(3) - قنبری، آیت - الصفحة ٥٨
تشكيلات ملى گرا را به نام جبهه ملى بنيان نهاد. اين جبهه از گرايشهاى مختلف فكرى سر برآورد. جبهه ملّى با فعاليتهاى فكرى هواداران خويش و پشتيبانى جريان اسلامى به رهبرى آيتاللَّه كاشانى در اين زمان، موفق شد نخست وزيرى كشور را براى دو سال در دست بگيرد و مبارزه عليه انگليس براى ملى شدن نفت را به پيروزى برساند، امّا به دليل بى تدبيرى و اختلافات درونى، با كودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢ ش. دستآوردهاى خود را از دست داد. تشكيلات ملى گرايان بعد از سركوبى جبهه ملى اوّل با كودتا، در قالب جبهه ملى دوم در سال ١٣٣٩ و سوم ١٣٤٣ ش. فعاليتهاى ضعيفى داشت و تا جبهه ملى چهارم تداوم يافت. همزمان با اوجگيرى انقلاب اسلامى در سال ١٣٥٦ ش. جبهه ملى چهارم فعاليت خود را گسترش داد. با پيروزى انقلاب اسلامى وتشكيل دولت موقت بازرگان، بسيارى از ملى گرايان به عضويت دولت او در آمدند، امّا به دليل سياستهاى سازشكارانه در برابر زورگويىهاى آمريكا و ناتوانى در پاسخگويى به خواست ملت انقلابى ايران، با استعفاى بازرگان از صحنه قدرت خارج شدند. اين گروه در سال ١٣٦٠ ش.
جريان شناسى سطح(٣) ٦٧ ٢ - ٥. تاريخچه ص : ٦٧ عليه لايحه اسلامى قصاص موضع گرفت و نصايح رهبر انقلاب را ناشنيده انگاشت. از اين رو امام خمينى (ره) جبهه ملّى را غير قانونى و مرتد اعلام كرد و بدينسان، ملىگرايان به انزوا رفتند. «١» ٣- ٤. مبانى فكرى مبانى فكرى ملىگرايان از پيچيدگى چندانى برخوردار نيست. اساس تفكر اين جريان را يك باور افراطى سامان مىدهد: اعتقاد بهعظمت و بزرگى كشور و شعار اساسى ملىگرايان اين است: «زنده باد وطنم!» از اين رو، ممكن است ناسيوناليزم رنگ مكاتب ديگر را به خود بگيرد و گرايشهاى مختلف فكرى در بين هواداران آنها پديد آيد. در ايران نيز با نگاهى به احزاب و گروههاى مربوطه صبغه اسلامى، ماركسيستى يا ليبرال آنها آشكار مىگردد. اينك مىكوشيم با توجه به آنچه گذشت، مبانى فكرى جريان ملى گرا را به اختصار بيان كنيم.