جريان شناسى سطح(3) - قنبری، آیت - الصفحة ٥٣
شگفتتر از همه اصول ماركسيستى، افيون دانستن دين است. دين دروغين ممكن است چنين نقشى داشته باشد، اما نمىتوان اين حكم را به دين راستين تعميم داد. دين راستين، يعنى اسلام و مذهب ناب يعنى تشيع، نهتنها عامل سكون و توجيهگر ظلمنبوده، بلكه همواره در طول تاريخ در مقابل ظلم و بى عدالتى ايستاده است. انقلابهاى عظيم انبياى الهى و به ويژه رسول گرامى اسلام عليه ستم و ستمگران گواهى است بر اين حقيقت.
نهضتهاى بزرگ امامان معصوم به ويژه امام حسين (ع) و رهبرى قيامها و جنبشهاى ضد استبدادى به وسيله علماى بزرگ شيعه در ايران و جهان اسلام و سرانجام، انقلاب اسلامى ايران خط بطلانى است بر چنين افكار و موهوماتى.
٤- ٣. احزاب و گروههاى ماركسيست چنان كه گذشت، احزاب و گروههاى ماركسيستى در دو شاخه چپ قديم و چپ جديد جاى مىگيرند. از آنجا كه درباره تشكلهاى چپ قديم در عنوان تاريخچه به قدر كافى سخن گفتيم، اينك تنها از گروههاى مهم چپ جديد سخن خواهيم گفت.
١- ٤- ٣. سازمان فداييان خلق ايران (چريكهاى فدايى خلق)
تمايز عمده چپ نو از چپ قديم در چگونگى مبارزه است. چپ نو بر مبارزه مسلحانه و چپ قديم بر مبارزه مسالمت آميز پاى مىفشرد. براين اساس، سازمان چريكهاى فدايى خلق، از مهمترين گروههاى چپ نو محسوب مىشود. اين سازمان از پيوند دو گروه بيژن جزنى از يك سو و مسعود احمدزاده و اميرپرويز پويان از سوى ديگر پديد آمد. آنان با اتخاذ مشى چريكى، چند حمله مسلحانه، از جمله حمله به ژاندارمرى سياهكل در ١٣٤٩ ش. و كلانترى قلهك را سامان دادند، امّا هفده نفر از اعضا دستگير و سيزده تن اعدام شدند. باقيمانده گروه در سال ١٣٥٠ با هم ادغام و سازمان چريكهاى فدايى خلق را تشكيل دادند. «١» پس از پيروزى انقلاب سازمان به علت يأس از ايجاد حكومت كمونيستى در ايران، اختلافات شديد درون گروهى بر سر استراتژى مبارزه با نظام جمهورى اسلامى و