جريان شناسى سطح(3)

جريان شناسى سطح(3) - قنبری، آیت - الصفحة ٥١

به شمار مى‌رود. بنابر اين مبنا، خداوند، عالم غيب، ماوراء الطبيعه و امور معنوى نفى مى‌شود و اصالت از آنِ ماده است. «١» ٢- ٣- ٣. نفى خداوند، دين و مذهب: از نظرگاه جريان ماركسيستى جهان آفرينش را خدايى نيست و دين و مذهب امرى موهوم و عامل تخدير جوامع است كه آنها را به پذيرش ظلم و سكوت در برابر ظالمان وا مى‌دارد.
٣- ٣- ٣. زندگى اشتراكى و نفى خانواده: ماركسيست‌ها اصيل‌ترين بناى اجتماعى را نفى مى‌كنند و بر زندگى اشتراكى پاى مى‌فشارند.
٤- ٣- ٣. نفى مالكيت خصوصى: جريان ماركسيستى مالكيت خصوصى را عامل استثمار جامعه مى‌داند و با آن به ستيزه بر مى‌خيزد و در مقابل، بر مالكيت دولتى و اشتراكى تأكيد دارد. «٢» ٥- ٣- ٣. زير بنا بودن اقتصاد: از مبانى فكرى جريان ماركسيستى اين است كه، اقتصاد را زير بناى جامعه و حكومت مى‌شمارد و دين، سياست، حقوق، اخلاق و ... را رو بناى آن مى‌پندارد. طبق نظر ماركسيست‌ها، اقتصادِ جامعه است كه نوع فرهنگ، سياست، اخلاق و ... را تعيين مى‌كند.
٦- ٣- ٣. تضاد طبقاتى: ماركسيست‌ها معتقدند كه در هر جامعه‌اى دو طبقه وجود دارد؛ يكى طبقه كوچك كه صاحب ابزار توليد و مالكيت است و بر جامعه حكم مى‌راند و ديگرى طبقه اكثريت كه فاقد ابزار توليد و مالكيت است و براى طبقه حاكم كار مى‌كنند. اين دو طبقه همواره در طول تاريخ با يكديگر جنگيده‌اند.
٧- ٣- ٣. ماترياليسم تاريخى: مادى گرايى تاريخى به اين معناست كه تاريخ از يك حركت جبرى برخوردار است و همه جوامع، ناچارند مسير زير را سپرى كنند:
كمونيزم، سوسياليزم، سرمايه‌دارى، فئوداليته، برده‌دارى و كمون اوليه‌ ***