جريان شناسى سطح(3)

جريان شناسى سطح(3) - قنبری، آیت - الصفحة ٤٧

اين كسان، كه به راه حل‌هاى جمع گرايانه و توجه به كارگران و تهيدستان معتقد بودند، «سوسياليست» نام گرفتند. از مهم‌ترين انديشمندان سوسياليست، كارل ماركس آلمانى است. او فرزند يك وكيل دعاوى يهودى الاصل و شاگرد هِگل بود. مجموعه افكار ماركس را همفكر او انگلس، ماركسيسم ناميد. اين انديشه‌ها سپس به وسيله شاگردان آنها گسترش يافته، دچار انشعاب‌هاى فراوان به قرار زير گرديد: «١» ١- ٢- ٣. ماركسيسم- لنينيسم‌ اين شاخه را لنين رهبر انقلاب شوروى پديد آورد كه بر خلاف ماركس براى ايجاد انقلاب سوسياليستى منتظر تاريخ نماند، بلكه به توطئه گرى و تصرف قدرت سياسى از طريق ايجاد حزب اعتقاد داشت.
٢- ٢- ٣. ماركسيسم- مائوئيسم‌ به افكار مائو تسه تونگ رهبر حزب كمونيست چين اطلاق مى‌شود. مائو با توجه به جامعه چين به جاى تكيه بر طبقه پرولتاريا يا كارگر صنعتى- كه مورد توجه ماركس بود- به طبقه دهقان توجه داشت. ماركس دهقانان را ارتجاعى مى‌دانست، اما مائو آنها را انقلابى مى‌انگاشت. «مائوئيسم» به عنوان «ماركسيسم چينى» نيز معروف است.
٣- ٢- ٣. چپ نو جريانى بود كه در دهه ١٩٧٠ م. در اروپاى غربى، آمريكاى شمالى، برخى كشورهاى آمريكاى لاتين و آسيايى از جمله ايران در بين دانشجويان و روشنفكران هواخواهانى پيدا كرد. چپ نو واكنشى بود در قبال سر سپردگى و وابستگى احزاب كمونيستى قديمى يا چپ قديم به روسيه، اين جريان گرچه با فساد دنياى سرمايه دارى مخالف بود. اما به دليل گرايش ضد شوروى مورد توجه سازمان‌هاى اطلاعاتى غرب قرار گرفت.
٤- ٢- ٣. ارو كمونيزم يا كمونيزم اروپايى‌ سانيا گو كاريلو دبير كل حزب كمونيست اسپانيا در دهه ١٩٧٠- ١٩٨٠ م. جريانى را