جريان شناسى سطح(3) - قنبری، آیت - الصفحة ٤٦
باند بازى، خويشاوندگرايى، رانت خوارى و انواع فساد را در كشور رواج دادند و ننگينترين قراردادهاى استعمارى را بر كشور تحميل كردند و مسئول عقب ماندگى ايران از كاروان علم و تمدن بشرى به حساب مىآيند.
٣. جريان ماركسيستى ماركسيسم از مكاتبى است كه در دوره معاصر، فضاى سياسى ايران را متأثر ساخته است. اين جريان نيز همچون جريان سلطنت طلب از حمايت بيگانگان برخوردار بوده است. بيشترين تأثير ماركسيستها در عصر اشغال ايران پس از جنگ جهانى دوم بود. در اين زمان آنان با حمايت دولت شوروى فعاليتهاى خود را گستراندند و با شعار خدمت به خلق، با بيگانگان متحد شدند و دست دشمنان ملت ايران را فشردند.
١- ٣. تعريف جريان ماركسيستى، ازنظر ايدئولوژيك در افكار كارل ماركس و فريدريش انگلس آلمانى ريشه دارد. اين جريان با حمايت از كارگران، به هيچ روى نظام سرمايه دارى را برنمىتابد و بر بنيان ماديگرايى و الحاد استوار شده است. جريان ماركسيستى پس از ورود به ايران همزمان با انقلاب مشروطه تحت عنوان دو شاخه چپ قديم و چپ جديد ماركسيستى با تأسيس احزاب و سازمانهاى خاص خود، در تحولات سياسى اجتماعى ايران به ويژه پس از شهريور ١٣٢٠ ش. نقش پيدا كرد. مىتوان گفت كه هدف اين جريان ترويج افكار ماركسيستى و استقرار رژيم سوسياليستى در ايران بوده است.
٢- ٣. تاريخچه خاستگاه جريان ماركسيستى اروپاى غربى به ويژه آلمان و انگليس است. ماركسيسم در واكنش به ستمگرىهاى نظام سرمايه دارى و ليبراليزم كلاسيك حاكم بر قرن ١٩ اروپا پديد آمد. شكاف طبقاتى و فقر وحشتناك مردم، كه پيامد ليبرال سرمايه دارى كلاسيك بود، برخى را به اين نتيجه رساند كه راه نجات مردم، نابودى نظام سرمايه دارى است.