جريان شناسى سطح(3)

جريان شناسى سطح(3) - قنبری، آیت - الصفحة ٣٦

- تأثير پذيرى از فلسفه سياسى ليبرال غرب؛ - پاى‌فشارى بر مشروعيت مردمى ولى فقيه به جاى مشروعيت الهى و مقبوليت مردمى؛ - عدم تجانس ايدئولوژيك و اختلاف آراى اعضا؛ - راه دادن تساهل و تسامح به قلمرو ارزش‌هاى اسلامى؛ - گذار از مبانى فكرى امام خمينى (ره) بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران.
شايان ذكر است گروه‌ها، احزاب و تشكل‌هايى كه در جريان اسلامى جاى گرفته‌اند، تا زمانى اطلاق عنوان اسلامى بر آنها صحيح است كه به مبانى فكرى اين جريان التزام اعتقادى و عملى داشته، ضمن ارتباط عميق با روحانيت اصيل شيعه، تابع ولايت فقيه باشند. از اين رو، هر گونه گرايش‌هاى سكولار، تأثير پذيرى از ايدئولوژى‌هاى غير اسلامى، گرايش به اسلام منهاى روحانيت و خروج از خط ولايت، آنان را از جريان اصيل اسلامى خارج خواهد كرد.
٢. جريان سلطنت طلب‌ در ايران پيش از انقلاب اسلامى، جريان سلطنت‌طلب به‌عنوان جريان سياسى حاكم، همواره وجود داشته است. از ميان جريان‌هاى مختلفى كه به مبارزه با اين جريان برخاستند، تنها جريان اصيل اسلامى توانست آن را از صحنه حاكميت كشور خارج كند.
١- ٢. تعريف‌ جريان سلطنت طلب از لحاظ فكرى ريشه در ايران باستان دارد و با اعتقاد به نظام سلطنتى، به حمايت و طرفدارى از حاكميت يك خاندان به صورت موروثى بر مقدرات كشور مى‌پردازد. اين جريان شاه را به عنوان محور همه امور كشور دانسته، از قدرت مطلقه او طرفدارى مى‌كند و توجيه‌گر فساد و ظلم شاهان بوده است. اعضاى آن خود را نوكر، غلام خانه‌زاد، چاكر جان‌نثار و حلقه به‌گوش شاه مى‌دانند. هدف جريان سلطنت‌طلب، حفظ و تقويت نظام سلطنتى و اجراى اوامر شاه بوده است. «١»