جريان شناسى سطح(3) - قنبری، آیت - الصفحة ١٦
جريان اسلامى، كه اينك از رهبرى واحد برخوردار بود و نظام امامت را استمرار مىبخشيد، توانايى مقابله با استبداد و رهبرى جنبش عدالتخواهى را پيدا كرد. رهبران جريان از چنان قدرت و نفوذى در جامعه برخوردار شدند كه سلاطين ناچار به حفظ شئون آنها و احترام به اسلام گشتند.
در دوره سلطنت مظفرالدين شاه قاجار جريان اسلامى به رهبرى آخوند خراسانى، سيد محمد طباطبائى، سيدعبداللَّه بهبهانى، شيخ فضلاللَّه نورى و ميرزاى نائينى، انقلاب مشروطه را به پيروزى رساند و نظام سلطنت حاكم را متحول ساخت. اما پس از آن در درون خود دچار شكاف مشروطه- مشروعه شد.
آيتاللَّه شيخ فضلاللَّه نورى كه خود در نهضت ضداستبدادى مشروطه، نقش داشت، پس از اين كه احساس كرد روشنفكران غرب گرا، مىخواهند نهضت عدالتخواهى را از مسير اصلى خود خارج سازند و مشروطه غربى را پى گيرند، بر مشروطه مشروعه پاى فشارى كرد. او نتيجه مشروطه غربى را اضمحلال دين و انحطاط اسلام و مسلمانان مىديد.
در حالى كه علماى مشروطه خواه نسبت به پىآمد مشروطه خوشبين بودند و بيشتر به مبارزه با استبداد حاكم توجه داشتند، شيخ فضلاللّه با تيزهوشى و آيندهنگرى پىآمد ضداسلامى مشروطه را از پيش مىنگريست و از بىتوجهى علماى مشروطه خواه به اين موضوع رنج مىبرد. بدشانسى او در اين بود كه جريان سلطنتطلب حاكم نيز ضد مشروطه بود و از اين رو، فريادهاى حقطلبىاش به ثمر نرسيد و سرانجام به شهادت رسيد.
با شكست نهضت مشروطه و اختلاف در رهبرى جريان اسلامى، اين جريان تا حدود زيادى تضعيف شد. اما به دليل اصالت و نفوذش در جامعه همچنان از قدرت بالايى برخوردار بود. جريان اسلامى، كه تا عصر مشروطه بيشتر با استبداد داخلى و استعمار خارجى درگير بود، هم اينك با جريانهاى سياسى- فكرى ديگرى كه از دنياى غرب وارد شده بودند، روبرو شد.
با شكست مشروطه و سپس به وجود آمدن استبداد كبير رضاخانى، رهبران جريان اسلامى، يعنى مراجع بزرگى همچون آيت اللَّه شيخ عبدالكريم حائرى- بنيانگذار حوزه علميه قم- و آيت اللَّه بروجردى، سياست حفظ نهاد روحانيت و عمق بخشيدن به فعاليتهاى