جريان شناسى سطح(3) - قنبری، آیت - الصفحة ٨٣
- اعتقاد به اسلامِ منهاى روحانيت. اين امر سرچشمه بسيارى از انحرافات بوده است؛ زيرا با چنين مبنايى نتوانستهاند آموزههاى دينى را از متخصصان برگيرند؛ - انفعال در برابر غرب و احساس حقارت در برابر پيشرفتهاى مادى آن؛ - اعتقاد به برترى علم تجربى و سعى در تفسير و تأويل مفاهيم قرآن و متون مذهبى بر اساس آن.
مبانى فكرى جريان چهارم نيز همان مبانى، جريان ماركسيستى است كه عبارتند از:
- ماترياليسم ديالك تيك؛ - الحاد، نفى خدا و دين؛ - نفى مالكيت خصوصى؛ - زيربنا بودن اقتصاد؛ - تضاد طبقاتى؛ - ماترياليسم تاريخى.
همچنين بايد از شاخه روشنفكرى جريان سلطنت طلب نام برد كه مبانى فكرى آنان همچون روشنفكران لائيك اما با حفظ نظام سلطنتى است. مهمترين مبانى فكرى روشنفكران لائيك نيز به قرار زير است:
- سكولاريزم (جدايى دين از سياست)؛- اومانيسم (اصالت انسان)؛- مادىگرايى؛ جريان روشنفكرى از آن حد تأثير و توانمندى برخوردار نبوده است كه سازمانها و احزابى ويژه بر پا كند. بلكه بايد فعاليت آنها را به دليل وابستگى به جريانهاى پيش گفته، در چارچوب احزاب و سازمانهاى آنها ديد. بسيارى از روشنفكران به صورت سازمانى در هيچ حزب و تشكيلات سياسى و گروهى عضو نيستند.
نتيجه:
در اين كتاب شش جريان اسلامى، سلطنت طلب، ماركسيستى، ملى گرا، التقاطى و روشنفكرى را به بررسى نهاديم. پس از تعريف هر جريان، تاريخچه و مبانى فكرى آن را توضيح داديم و مبانى نادرست را به نقد سپرديم و آن گاه نهادها، احزاب و گروههاى هر جريان را معرفى كرديم و عملكرد آنها را به اختصار باز نموديم.