جريان شناسى سطح(3) - قنبری، آیت - الصفحة ٧٥
از آنجا كه تفكر التقاطى موجب تزلزل و تذبذب فكرى مىشود، بسيارى از اعضاى سازمان در سال ١٣٥٤ ش. رسماً به ماركسيسم پيوستند و اسلام ظاهرى را نيز كنار گذاشتند. «١» با تغيير مواضع ايدئولوژيك برخى اعضاى سازمان مانند شريف واقفى و صمديه لباف كه اعتقاد آنها به اسلام قوىتر بود، به مقابله پرداختند، و به دستور سازمان ترور شدند. «٢» درگيرىهاى ايدئولوژيك باعث شد تا در سال ١٣٥٧ ش. عدهاى از ماركسيستهاى سازمان دست به انشعاب زده و سازمان پيكار در راه آزادى طبقه كارگر را پديد آورند. اين گروه كه با مشى مسلحانه عليه نظام جمهورى اسلامى فعاليت مىكرد، در سال ١٣٦٠ ش. با دستگيرى بيشتر رهبرانش فرو پاشيد.
سازمان اصلى هماكنون به رهبرى مسعود رجوى به فعاليت عليه ايران و نظام اسلامى ادامه مىدهد. با پيروزى انقلاب اسلامى كوشيد تا جوانان را جذب كند و ماهيت خويش را مخفى سازد و نيروهاى خود را افزايش دهد. پس ازاينكه اعضاى سازمان نتوانستند بر خلاف پندار خود، قدرت را در كشور بهدست گيرند، از ٣٠ خرداد ١٣٦٠ ش. وارد مرحله نظامى شدند و عليه نظام اسلامى دست به جنگ مسلحانه زدند و اين روند به ترور، انفجار و از جمله انفجار دفتر حزب جمهوى اسلامى و شهادت ٧٢ تن از مسئولان جمهورى اسلامى انجاميد. منافقين در توطئهاى ديگر، دفتر نخستوزيرى را منفجر كردند و رجايى و باهنر (رئيس جمهور و نخست وزير) به شهادت رسيدند. رجوى پس از مدتى كوتاه كه از جنگ مسلحانه گذشت و بى ثمر بودن آن را تجربه كرد، همراه ابوالحسن بنى صدر رئيس جمهور ليبرال مسلك وقت به خارج گريخت. از آن پس سازمان فعاليتهاى ضد ملى و ضد اسلامى خود را پى گرفته است. يكى از بزرگترين خيانتهاى اعضاى سازمان، همكارى با رژيم بعثى عراق در جنگ با ايران است. سازمان هماكنون پس از سقوط رژيم صدام حسين در عراق از وضعيت نابسامانى برخوردار است. «٣»