جريان شناسى سطح(3) - قنبری، آیت - الصفحة ٧٠
مبانى فكرى شاخه دوم اين جريان، كه در نهضت آزادى و نيروهاى ملى- مذهبى تجلى دارد، بر تركيب سه مكتب اسلام، ناسيوناليزم و ليبراليزم استوار است.
نهضت آزادى پس از آنكه در سال ١٣٤٠ ش. تشكيل شد، رسماً اعلام كرد: «ما مسلمانيم و ايرانى و مصدقى». «١» اين تعبير، كه در اسناد نهضت آزادى مضبوط است، نشان دهنده تأثير پذيرى آنان از دو مبناى فكرى اسلام و ناسيوناليزم است. تأكيد مهندس بازرگان رهبر نهضت آزادى بر بازگشت به قرآن و تجليل از مصدق نيز گوياى همين دو مبنا است. «٢» مبناى ليبرال اين شاخه، از كوشش نهضت آزادى و ملى- مذهبىها براى تلفيق اسلام با علم جديد و پاى فشارى بر مفاهيم آزادى و دموكراسى هويدا است.
تلاش مهندس بازرگان براى تبيين علمى اسلام كه در آثارش كاملًا واضح است و به عنوان نمونه اثبات طهارت آب كر از طريق قوانين تجربى در كتاب مطهرات در اسلام، تحليل نو گرا و عصرى دين و تطبيق اسلام با دموكراسى «٣» و تداوم اين نوع افكار از سوى پيروان او، همه حاكى از تأثير مبناى ليبرال در اين شاخه از جريان التقاطى است. ضعف اساسى اين شاخه التقاطى را مىتوان در دو چيز بر شمرد:
- انفعال، تأثير پذيرى و احساس حقارت در برابر پيشرفتهاى دنياى غرب؛ - عدم اعتقاد به جامعيت اسلام.
پيروان جريان مورد نظر، معتقد بودند كه اسلام ناقص است و از اين رو، كوشيدند با استفاده از مكاتب ليبرال و ناسيوناليستى آن را كامل نمايند. اين نكته از پيشنهاد آنان براى عنوان نظام سياسى پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز آشكار مىگردد كه در برابر پيشنهاد «جمهورى اسلامى» از «جمهورى دموكراتيك اسلامى» سخن گفتند. كلمه «دموكراتيك» زاييده همان مبناى التقاطى بود والبته با مخالفت شديد رهبر انقلاب اسلامى امام خمينى (ره)