جريان شناسى سطح(3) - قنبری، آیت - الصفحة ٦٧
غربى رخ نموده است. در ايران پيش از انقلاب اسلامى شاهد سه نوع التقاط به قرار زير هستيم:
١- التقاط اسلام و ماركسيسم؛ ٢- التقاط اسلام، ناسيوناليسم و ليبراليسم؛ ٣- التقاط ناسيوناليسم و ماركسيسم.
اين سه شاخه التقاط برخى افراد، سازمانها و احزاب را تحت تأثير قرار داد و احزابى همچون سازمان مجاهدين خلق (منافقين)، گروه فرقان، نهضت آزادى ايران و حزب نيروى سوم را پديد آورد. جريان التقاطى مكاتب مذكور را براى حل مشكل استبداد و مبارزه با استعمار خارجى ناتوان مىديد. هدف صاحبان افكار التقاطى، ايجاد مكتبى تركيبى براى حل اين مشكلات بود.
٢- ٥. تاريخچه التقاط پديدهاى نيست كه اختصاص به زمان ما داشتهباشد و همواره در طول تاريخ به شيوههاى مختلف مطرح بوده است. معمولًا افرادى كه قدرت فهم صحيح يك دين را نداشته يا تحت تأثير جوّ روانى و تبليغاتى حاكم، دين يا هر نوع مكتبى فكرى را كامل ندانستهاند و يا در پى سازگارى مكتب فكرى با مسائل روز بوده و يا برخى آموزههاى دينى را با هواهاى نفسانى خود ناسازگار ديدهاند، دچار التقاط شدهاند. اين پديده از جمله در صدر اسلام سابقه دارد. برخى كسان حاضر نبودند اسلا جريان شناسى سطح(٣) ٧٧ ١ - ٦. تعريف و انواع جريان روشنفكرى ص : ٧٦ م را به عنوان يك دين جامع و كامل بپذيرند، بلكه طبق ميل و هوس خود با دين برخورد كردند. شايد بتوان آيات زير را گواهى بر وجود جريان التقاطى در صدر اسلام دانست؛ آنجا كه قرآن مىفرمايد: «١» وَ يَقُولُونَ نُؤمِنُ بِبَعضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ و يُريدُونَ انْ يَتَّخِذُوا بَينَ ذلِك سَبيلًا (نساء: ١٥٠)
و مىگويند: «به برخى ايمان داريم و برخى را انكار مىكنيم.» مىخواهند در اين ميان، راهى براى خود برگزينند.