جريان شناسى سطح(3) - قنبری، آیت - الصفحة ٦٤
محفوظ ماند. ملى گرايان نه تنها در جنگ شركت نكردند، بلكه با القاء شبهات از جمله درباره تداوم جنگ پس از فتح خرمشهر و سعى در دلسرد كردن مردم، به نفع دشمن نيز گام برداشتند. بنابراين ملىگرايان در ادعاى تعصّب ملى داشتن نتوانستهاند، صداقت خود را ثابت كنند.
واپسين سخن اينكه وطن دوستى جزء ذات اسلام است، اما وطن پرستى يا ملى گرايى خلاف اسلام است. از نظر اسلام هيچ قومى بر قوم ديگر برترى ندارد مگر به تقوا.
خداوند در سوره حجرات، آيه ١٣، مىفرمايد:
اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شعبه، شعبه و قبيله، قبيله كرديم تا همديگر را بشناسيد. همانا گرامىترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شما است.
٤- ٤. احزاب و گروهها مهمترين تشكيلات جريان ملى گرا در قالب جبهه ملى تجلّى يافته است. جبهه ملى در سال ١٣٢٨ ش. به رهبرى دكتر مصدق تشكيل شد. ملى گرايان هدف از تأسيس جبهه ملى را بنيان نهادن حكومت ملى از گذر آزادى انتخابات و افكار اعلام كردند. در جبهه ملى دو نوع رابطه وجود داشت: يكى رابطه فردى با دكتر مصدق رهبر جامعه بدين معنا كه برخى كسان عضو هيچ حزبى نبودند و تنها با دكتر مصدق رابطه فردى و شخصى داشتند. دوم رابطه حزبى كه منظور، احزاب تشكيل دهنده جبهه است. اين احزاب عبارت بودند از:
١- حزب ايران، با مشى ناسيوناليستى و گرايش به سوسياليزم بهرهبرى اللهيار صالح؛ ٢- حزب مردم ايران، با مشى ناسيوناليسم و گرايش به اسلام و سوسياليزم؛ ٣- حزب ملت ايران يا پان ايرانيسم كه معتقد به ناسيوناليزم افراطى بود؛ ٤- حزب زحمتكشان يا نيروى سوم با مشى ناسيوناليستى و سوسياليستى؛ ٥- جامعه سوسياليستها با مشى ناسيوناليزم و سوسياليزم؛ ٦- حزب سوسياليست، با مشى مشابه جامعه سوسياليستها.