جريان شناسى سطح(3) - قنبری، آیت - الصفحة ٥٦
ليبرال؛ ماركسيستى و اسلامى، از جمله اين شئون است؛ اما آنچه روشن است منشأ غربى اين جريان است. در همه گرايشهاى ملّى گرايانه، اصالت با مليت و كشور است ملىگرايان خود را هواخواه ملت، داراى تعصّب ملى و وطن پرست مىخوانند.
١- ٤. تعريف «ملى گرايى» به معناى دوست داشتن وطن و زادگاه، امرى فطرى است و قدمتى به اندازه تاريخ بشر دارد، اما آنچه به عنوان جريان ملى گرايى از آن سخن مىگوييم، پديدهاى جديد است كه ريشه درتحولات سياسى- اجتماعى اروپاى غربى دارد. با توجه به اين نكته ملى گرايى يا ناسيوناليزم به عنوان يك مكتب از واژه Nation يعنى «ملت» گرفته شده است. «ملت» را جامعه معينى از مردم دانستهاند كه ايدئولوژى، نهادها و آداب و رسوم مشتركى را شكل داده و داراى احساسى از مشابهت يا هم نوعى هستند. «١» «ناسيوناليزم» يا «ملى گرايى» نيز آميزهاى از وطن پرستى و آگاهى بر ملّيت و يا يك حالت روحى است كه در آن، فرد عالىترين حد وفادارى خود را نسبت به ملّيت و ميهن خويش ابراز مىدارد. «٢» ملى گرايى ممكن است در اشكال مختلف زبانى، قومى، نژادى منطقهاى يا سرزمينى، تاريخى و فرهنگى ظهور نمايد. با توجه به آنچه گذشت، ملى گرايى در ايران، جريانى است كه از نظر ايدئولوژيك ريشه در مكتب ناسيوناليزم اروپايى دارد. افكار ملى گرايانه پس از ورود به ايران در قالب جبهه ملى به رهبرى دكتر محمد مصدق تجلّى يافت و با كمك جريان اسلامى نهضت ملى شدن صنعت نفت عليه استعمار انگليس را به پيروزى رساند. اين جريان بر خلاف جريان اصيل اسلامى بر «هويت ايرانى» به جاى «هويت اسلامى» پاى مىفشارد. هدف ملى گرايان ايجاد يك حكومت ملى در كشور است.
٢- ٤. تاريخچه ناسيوناليزم به معناى جديد- يعنى مكتب ملىگرايى در مقابل علاقه فطرى به زادگاه- پديدهاى است متعلق به تاريخ غرب كه به كشورهاى ديگر از جمله ايران نيز سرايت،،،