جريان شناسى سطح(3)

جريان شناسى سطح(3) - قنبری، آیت - الصفحة ٥٤

بى‌نتيجه ماندن مبارزه مسلحانه دچار انشعاب اكثريت و اقليت شد. اكثريت به حزب توده نزديك شد و پس از اقدام عليه نظام جمهورى اسلامى، به سرنوشت آنان دچار گشت.
اقليت نيز بر رويارويى مسلحانه با نظام جمهورى اسلامى پاى مى‌فشرد كه نتيجه‌اى از آن نگرفت. پايايى و مانايى نظام جمهورى اسلامى ايران و فروپاشى شوروى اين گروه را همچون ديگر گروه‌هاى ماركسيستى دچار استيصال كرد و سرانجام اعضاى سازمان چاره‌اى جز گريختن به خارج در پيش نديدند.
٢- ٤- ٣. سازمان پيكار در راه آزادى طبقه كارگر اين گروه پس از پيروزى انقلاب از افراد انشعابى سازمان مجاهدين خلق (منافقين) پس از تغيير مواضع ايدئولوژيك و پذيرفتن ماركسيسم با همراهى گروه‌هاى مائوئيستى تشكيل شد و با اقدامات مسلحانه ناچيز خود به مبارزه با نظام جمهورى اسلامى پرداخت، اما جز شكست نتيجه‌اى نگرفت.
٣- ٤- ٣. حزب دموكرات كردستان ايران‌ اين حزب در سال ١٣٢٤ ش. هنگام اشغال ايران به دست متفقين، با حمايت مستقيم دولت شوروى بنيان نهاده شد. رهبرى حزب را قاضى محمد حضيرى بر عهده داشت.
حزب افزون بر گرايش‌هاى سوسياليستى، از گرايش ناسيوناليسم قومى نيز برخوردار بود. اعضاى حزب با پشتيبانى شوروى دولت خودمختار كردستان را به مركزيت مهاباد پديد آوردند كه يازده ماه بيشتر دوام نيافت و قاضى محمد اعدام شد. همزمان با پيروزى انقلاب اسلامى اين حزب فعّال شد و با سوء استفاده از ضعف دولت موقت بازرگان با تصرف برخى پادگان‌ها و غارت سلاح موقعيت خود را در بخش‌هايى از كردستان تحكيم بخشيد. رهبرى حزب پس از انقلاب با عبدالرحمن قاسملو بود كه در سال ١٣٦٨ در وين (اطريش) به قتل رسيد.
اين حزب نيز در كارنامه خود مزدورى و وابستگى به شوروى، اقدامات جدايى طلبانه تحت عنوان خود مختارى كردستان و همكارى با دولت بعثى عراق و آمريكا عليه منافع‌