جريان شناسى سطح(3) - قنبری، آیت - الصفحة ٢٥
٣- ٤- ١. تشكلهاى عصر پهلوى ١- ٣- ٤- ١: دوره رضاشاه روحانيان در ابتداى روى كار آمدن رضا خان به استثناى علمايى كه در سياست دخالت نمىكردند، به دو گروه موافق و مخالف او تقسيم شدند.
الف: گروه موافق اين گروه كه مركب از برخى علماى ايرانى مقيم عراق و علماى داخل كشور بودند، «١» به دليل ضعف دولت احمد شاه قاجار، هرج و مرج حاكم در اواخر سلطنت قاجاريه و اقدامات به ظاهر اسلام خواهانه رضا خان در ابتداى قدرت از آنجا كه خواستار وجود حاكمى مقتدر براى ايران جهت دفاع و حمايت از تشيع بودند، درباره رضاخان نظرى مثبت داشتند و از تغيير نظام سلطنت حمايت مىكردند. البته پس از آشكار شدن سياستهاى ضد اسلامى رضا شاه به شدت به مخالفت با او برخاستند و در مقابل استبداد وحشتناك او ايستادگى كردند.
ب: گروه مخالف در رأس گروه مخالفان رضا خان، آيتاللَّه سيد حسن مدرس قرار داشت. اين مجتهد عالى مقام، از حيث استعداد، شجاعت، صراحت، سياستمدارى، علم، تقدس، پاكدامنى و هوش شخصيتى كم نظير بود. «٢» آيتاللَّه مدرس از احمد شاه و سلسله قاجار دلخوشى نداشت، ولى از آن سو، با شخصيت مستبد رضاخان نيز از نزديك آشنا بود و از مخالفان سرسخت او بود و سرانجام نيز به دست همو به شهادت رسيد.
شايان ذكر است كه تشكيلات روحانيت شيعه در اين زمان با جمهورى خواهى رضا خانى به دليل پيامدهاى ضد اسلامى جمهوريت در تركيه مخالفت نمود و رضا شاه را ناچار به عقب نشينى كرد. هنگامى كه رضا شاه با پيش گرفتن سياست سكولار و حتى ضديت با اسلام، در پى بود تا نهاد روحانيت را از بين ببرد. مراجع بزرگى همچون